مهدى فرمانيان
148
آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )
تهديد به قتلشان نمود و چون بازنگشتند ، آنان را با آتش سوزانيد . « 1 » اگر بتوانيم از اشكالات سندى ( وجود شخصى به نام صالح بن سهل در اين روايات كه متهم به غلو است ) « 2 » و اشكالات محتوايى ، همچون نبود حكم فقهى سوزاندن دربارهء مرتدّ ، « 3 » رهايى يابيم ، مىتوانيم اين گروه را بهعنوان اولين مصداق غلوّ در الوهيت ، در تاريخ اسلام معرفى كنيم . روايات منظور از روايات ، احاديثى است كه حضرت على ( ع ) در آنها سخن از عقايد غاليانه گروهى در مورد خود گفته و مردم را از اعتقاد به چنين باورهايى بازداشته است ؛ مانند هلك فىّ رجلان محب غال و مبغض غال ؛ « 4 » دو گروه در مورد من نابود شدند : گروهى كه در دوستى غلو كردند و گروهى كه در دشمنى زيادهروى كردند . همچنين در روايات ديگرى مىفرمايد : اياكم و الغلوّ فينا قولوا انا عبيد مربوبون و قولوا فى فضلنا ما شئتم ؛ « 5 » بپرهيزيد از غلوّ دربارهء ما ، ما را پروردهء پروردگار بدانيد و آنگاه هرچه دربارهء فضائل ما خواستيد ، بگوييد . از فرمان به اينكه ما را بندهء مربوب بدانيد ، چنين برمىآيد كه عدهاى او را ربّ مىدانستهاند . همچنين در روايت ديگرى ، آن حضرت ( ع ) مردم را از غلوّ دربارهء خود همانند غلوّ مسيحيان دربارهء عيسى ( ع ) ، نهى مىكند . « 6 » در روايتى مشابه از آنان اعلان بيزارى مىكند ؛ همچنانكه عيسى ( ع ) از مسيحيان بيزار بود . « 7 » از اين روايات مىتوان اجمالا چنين استنباط كرد كه گروههايى با عقايد غاليانه در زمان آن حضرت ( ع ) وجود داشتهاند كه گرچه تاريخ از مصداقيابى براى آنها ناتوان مانده ، اما مىتوان لااقل گروههاى پيش گفته يعنى زطها را بهعنوان مصداقى از اين روايات نشان داد .
--> ( 1 ) . اختيار معرفة الرجال ، ج 1 ، ص 323 ؛ الفروع من الكافى ، ج 7 ، ص 259 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 90 . ( 2 ) . جامع الرواة ، ج 1 ، ص 407 . ( 3 ) . عبد اللّه بن سبا ، ص 191 ، و پس از آن . ( 4 ) . نهج البلاغه ، حكمت 117 و شبيه آن حكمت 469 و نيز مشابه آن بحار الانوار ، ج 25 ، ص 272 ، ح 17 و ص 285 ، ح 37 . همچنين مراجعه شود به مسند احمد ، ج 1 ، ص 160 . ( 5 ) . بحار الانوار ، ج 25 ، ص 270 ، ح 15 . ( 6 ) . همان ، ص 274 ، ح 20 . ( 7 ) . همان ، ص 274 ، ح 7 ، 15 و 20 .