مهدى فرمانيان

143

آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )

قاطبهء شيعيان تكفير شده‌اند ، از آنها با عنوان غلات ملحد و برون گروهى ياد مىشود . اما گروه دوم ، كسانىاند كه ائمه ( ع ) را در طول خداوند مىبينند و امورى همچون خلق ، رزق ، ميراندن ، تدبير عالم ، تشريع ، دريافت وحى ، علم نامحدود و حضور روح آنان در همه‌جا را به آنها نسبت مىدهند . البته به اعتقاد آنان همهء اين امور از سوى خداوند به آنها واگذار شده است و از اين‌رو به آنان مفوّضه مىگويند . از آنجا كه اين گروه از غلات همچنان در مذهب تشيع مانده‌اند و از سوى شيعيان تكفير نشده و بلكه برخى از عقايد آنها هنوز جزء باورهاى شيعيان مىباشد ، به آنها « غلات درون گروهى » مىگويند . « 1 » گرچه ممكن است بر اين تقسيم‌بندى نقدهايى وارد باشد ، « 2 » اما از آنجا كه بنابر اشاره است ، به همين مقدار بسنده كرده ، به سراغ تقسيم‌بندى برگزيده مىرويم . در اين تقسيم‌بندى غلوّ به سه نوع : غلوّ در ذات ، غلوّ در صفات و غلوّ در فضائل با تعاريف زير تقسيم مىشود : « 3 » 1 . غلو در ذات : آن است كه غلوّ در حق ائمه به جايى رسد كه آنان را از حدّ خود خارج ساخته ، به مقام نبوت ، الوهيت و ربوبيت برسانيم و يا آنكه به حلول جزء الهى در آنها قائل شويم و يا به وسيلهء تناسخ ، به حلول روح انبيا و پيامبر اكرم ( ص ) در آنها اعتقاد يابيم . « 4 » 2 . غلوّ در صفات : آن است كه ائمه ( ع ) را در همان حدّ ذات و مقام خود يعنى بشر و امام نگاه داشته ، اما صفات و ويژگىها و اعمالى را كه اوّلا و بالذات مخصوص خداوند است ، به آنها نسبت دهيم ؛ مانند آنكه معتقد باشيم خداوند پس از آفرينش ائمه ( ع ) خود به كنارى نشسته و خلقت موجودات و روزى دادن آنها را بدون آنكه كوچك‌ترين دخالتى داشته باشد به ائمه ( ع ) واگذار

--> ( 1 ) . مكتب در فرآيند تكامل ، ص 39 و 40 . براى شناخت مفوّضه از ديدگاه شيخ مفيد مراجعه شود به : تصحيح اعتقادات الامامية ، ص 131 . ( 2 ) . براى آگاهى از گوشه‌اى از نقدها ، مراجعه شود به مقالهء « غلوّ » در دانشنامهء امام على ( ع ) ، ج 3 ، ص 383 . ( 3 ) . آيت اللّه العظمى خويى شبيه اين تقسيم‌بندى را بدون اشاره به‌عنوان‌هاى ذكر شده دارد . ر . ك : التنقيح فى شرح العروة الوثقى ، ج 2 ، ص 73 - 75 . ( 4 ) . شايد بتوانيم عبارت علامه مجلسى را نيز ناظر به اين نوع غلو بدانيم كه مىنويسد : « اعلم ان الغلوّ فى نبى اللّه و الائمة ( ع ) انما يكون بالقول بالوهيتهم او بكونهم شركاء للّه تعالى و فى المعبوديّة ، أو فى الخلق و الرزق او ان اللّه تعالى حلّ فيهم او اتّحد بهم او انّهم يعلمون الغيب به غير وحى او الهام من اللّه تعالى او بالقول فى الائمة ( ع ) انهم كانوا انبياء او القول بتناسخ ارواح بعضهم الى بعض او القول بان معرفتهم تغنى عن جميع الطاعات و لا تكليف معها به ترك المعاصى » .