حسن الحسيني النجفي القوچاني ( آقا نجفى قوچانى )
88
شرح دعاى صباح ( فارسى )
يعنى : اى كسى كه مأمول و مرجو است از براى هر مطلب مشكلى و مطلب آسانى از منافع دنيوى و اخروى . بك انزلت حاجتى ، يعنى به تو به تنهايى نه به تو و غير تو پس قصر افراد است يا به تو نه به غير تو فرود آوردم حاجت خودم را پس قصر قلب باشد چون تقديم ما حقّه التاخير يفيد الحصر و القصر ، و قصر يا قصر افراد است يا قصر قلب و هر دو در اين مقام رواست اگر چه انسب قصر قلب است . [ 1 ] بدان كه عمده غرض در ادعيهء وارده به جهت رسيدن به مطالب و حاجات و فرود آوردن حاجات به درگاه او تذكّر اسماء و صفات اوست و كثرت تذكّر است تا قلب مزيّن به اسماء و صفات او گردد و اسم و رسم غير او در او راه نيابد پس تذكار اسماء و صفات او مطلوب بالذّات است و غرض اقصى است از اين ادعيه ، و ذكر حوائج و مطالب و طلب كردن آنها را از او چون وسيله است براى ذكر او و بهانه است پس نيل به مطالب مطلوب تبعى است نه آنكه امر به عكس باشد مثل دعا خواندن امثال حقير كه غرض اقصى نيل مراد است يا دنيوى يا اخروى و ذكر حق به اسمائه و صفاته بالتبع مىشود . لكن غرض ائمّه عليهم السلام همان نحو اوّل است كه انزال حوائج به درگاه او بهانهء ذكر اوست و به ياد او بودن است . خوشتر آن باشد كه وصف دلبران * گفته آيد در حديث ديگران « 1 » فلا تردّنى من سنى مواهبك خائبا . يعنى : رد مكن من را از عطاى رفيعهء خود نااميد ، كه مراد توفيق دوام ذكر است و
--> [ 1 ] قصر ، عبارت است از تخصيص چيزى به چيزى كه اوّلى را مقصور و دوّمى را مقصور عليه گويند كه به لحاظ واقع و حقيقتش دو قسم است : حقيقى و اضافى و به اعتبار طرفين نيز بر دو قسم است : قصر صفت بر موصوف و قصر موصوف بر صفت و امّا قصر اضافى در هر دو صورتش بر حسب حال مخاطب بر سه قسم است : قصر افراد كه بر ردّ اعتقاد مخاطب بر شركت مىآورند ، مثل : انما الله إله واحد ، قصر قلب كه بر ردّ حكم مخاطب مىآيد ، مثل ما سافر الاّ علىّ در مقابل كسى كه معتقد است خليل مسافر است نه علىّ ، قصر تعيين كه در برابر مخاطب مردّد مىآورند ، مثل : الارض متحركة لا ثابتة ، در صورتى كه مخاطب در بين متحرّك و ثابت بودن زمين مردّد بوده است . در متن همان طورى كه نظر مؤلّف قدس سره است ، قصر قلب مناسبتر است . ( 1 ) مثنوى معنوى ، دفتر اوّل ، ص 5 ، سطر 12 .