حسن الحسيني النجفي القوچاني ( آقا نجفى قوچانى )

73

شرح دعاى صباح ( فارسى )

بيدك الخير انّك على كلّ شيئى قدير . [ 1 ] الملك به ضم به معنى سلطنت و تصرّف در امر و نهى و اسناد آوردن ملك و كندن او و عزّت دادن و ذليل كردن به جناب حق به جهت آنكه تمام اين‌ها خيرند و خير به دست اوست چنان كه در آخر گفته : « بيدك الخير » و لو عبد به واسطهء جهل بعضى اين‌ها را شر پندارد مثل ذلّت و نزع ملك و لكن نه چنان است ، قال في حديث القدسى : « و ان من عبادى من لا يصلحه الا الغنى و لو صرفته إلى غير ذلك لهلك و ان من عبادى من لا يصلحه الا الفقر و لو صرفته إلى غير ذلك لهلك » . [ 2 ] و الخير هو الكمال ، چه كمال اوّلى ذاتى باشد و چه كمال ثانى به عبارت ديگر خير وجود است چنانچه وجود خير است چنانچه شر ، عدم است و عدم ، شر است پس توهّم نشود كه مفهوم بيدك الخير آن است كه شر به يد مبدأ ديگر است چنان كه ثنويّه مىگويند يزدان مبدأ خير است و اهرمن مبدأ شرور است [ 3 ] زيرا كه بعد از اين كه شر عدمى باشد ، محتاج نخواهد بود به مبدأ موجودى ، بلكه عدم مبدأ موجود ، مبدأ او خواهد بود و امّا

--> [ 1 ] آل عمران - 126 : تو هستى كه به هر كس بخواهى حكومت مىبخشى و از هر كس بخواهى حكومت را مىگيرى ، هر كس را بخواهى عزّت و به هر كس بخواهى ذلّت مىدهى ، تمام خوبيها به دست تو است زيرا تو بر هر چيزى قادر هستى . آيهء مباركه را امام عليه السلام اقتباس فرموده و در ضمن دعا و نيايش خود آورده است . [ 2 ] همانا برخى از بندگان مرا جز توانگرى سزاوار و به مصلحت نيست زيرا اگر جز اين قرار مىدادم ، هلاك مىشد و گروهى از بندگان را نيز جز تنگدستى مصلحت نيست چون اگر جز اين قرار دهم ، باعث هلاكت آنها مىگردد . به راستى كه چه بسيار كسانى كه در اثر حوادثى و يا نذر و نياز شرايط زندگيشان از غنى به فقر و يا از تهى دستى به مالدارى تغيير يافته و همين دگرگونى باعث بدبختى آنها شده است . [ 3 ] ثنويه فرقه‌هايى بودند كه به دو اصل خير و شر قائل شدند ، مانند مجوس و مانويه و ديصانيّه ، امّا در اسلام ثنويّه كسانى هستند كه گويند : « الخير من الله و الشر من ابليس او من أنفسنا » يعنى هر چه نيكى و طاعت است ، از خدا مىباشد و هر چه بدى و معصيت ، از شيطان و نفس ما ، چنان كه در قرآن كريم آمده است : « ما اصابك من حسنة فمن الله و ما اصابك من سيئة فمن نفسك . . . » سورهء نساء - 79 . فكر ثنوى در بعضى از غلاة شيعه مانند بيانيّة و بعضى از معتزله نيز راه يافت و غالب ايشان متأثّر از افكار ايرانى قديم مانند مانويّه ، مزدكيّه ، زروانيّه و ديصانيّه شده‌اند . ( فرهنگ فرق اسلامى ، ص 131 ، به نقل از هفتاد و سه ملّت ، ص 30 ، دائرة المعارف الاسلاميّه ، ج 6 ، ص 221 - 216 و ملل و نحل شهرستانى ) .