حسن الحسيني النجفي القوچاني ( آقا نجفى قوچانى )

63

شرح دعاى صباح ( فارسى )

هر گاه متعدّى به يمن استعمال شود ، به معنى عفو است و كان تامّه است ، اى عما وقع من زللى بيان ما وقع است و زلل به معنى لغزيدن است پس خصوص خطا در رفتار و كردار است كما آنكه خطا اعم است و شامل شود خطا ، در اقوال و افكار را يعنى حال كه باب رحمت تو را كوبيدم و از گناهان به سوى تو گريختم و زدم دست ولاء خود را به دامن اولياء و مقرّبين درگاهت كه حبال ممدودهء بين تو و بين خلقند پس عفو كن آنچه از من شده است از لغزيدنها و كج رفتاريهايى كه در ساحت جلال تو خلاف ادب و زشت بوده است . و اقلنى اللّهمّ صرعة ردائى . صرعه به فتح به معنى افتادن و ردا جامه‌اى است كه موجب تجمّل و زينت انسان است و افتادن ردا در اينجا كنايه از نقص تجمّل نفس ناطقه است ، به عفّت و شجاعت و حكمت كه عبارت از عدالت است و عدالت رداء نفس و موجب تجمّل نفس است و مراد افتادن اين ردا است از نفس به واسطهء گناهان و اخلاق رذيله . يعنى : بار خدايا تجاوز كن و بگذر از اين افتادن ردا و بىردا در حضور تو بودن ! در بعضى نسخ « من صرعة ردائى » و احتمال دارد كه صرعه به معنى مرض صرع باشد و مراد در اينجا نقص نفس باشد به طور استعاره يعنى : بار خدايا اقاله كن مراد از اين مرض باطنى . فانّك سيّدى و مولاى و معتمدى و رجائى ، كأن ذكر برهانى است براى اعطاى اين سؤالات و كبير مطوى شده است چنانچه اين مولا در مناجات خود عرض مىكند « مولاى يا مولاى أنت المولى و انا العبد و هل يرحم العبد الاّ المولى » [ 1 ] و غاية مناى في منقلبى و مثواى ، مثوى مكانى است كه طول اقامه در او بشود و مراد در اينجا منزل اخروى است و طول اقامه در او معلوم است كه إلى الأبد خواهد بود و نهايت ندارد ، اهل جنّت باشد يا اهل نار كما قال : « خلقتم للبقاء لا للفناء » [ 2 ] .

--> [ 1 ] مفاتيح الجنان ، ص 796 ، مناجات امير المؤمنين عليه السلام ، يعنى : اى آقاى من ، اى آقاى من ! تو اى مولاى من و من بندهء ( فقير ) توام و آيا در حقّ بنده كسى جز مولايش ترحّم خواهد كرد ؟ [ 2 ] آيت اللّه جوادى آملى ، عيون مسائل النّفس ، ص 23 و 406 . يعنى : شما را براى بقا و هميشگى