حسن الحسيني النجفي القوچاني ( آقا نجفى قوچانى )

58

شرح دعاى صباح ( فارسى )

عبارت از شهود نور حق است به نور ايمان كه خودپرستى و خودبينى ، حجاب آن شود . يعنى : چنگ نزدم به اسباب و وسايل به سوى تو الاّ زمانى كه دور ساخت مرا گناهان از دار وصال يعنى در زمان احتياج به سوى تو آمدم و در وقت درماندگى رو به تو آوردم . و كرمك ( كذا يحلّ عن مجازات المذنبين و معلوم است كه مراد از ذنوبى كه انبياء و ائمّهء معصومين صلوات اللّه عليهم اجمعين نسبت به خود مىدهند نه مخالفت و عصيان است تا كه مخالف با عصمت باشد بلكه مراد امورى است كه از لوازم مرتبهء بشريّه است ، و بسا هست كه شرعا از واجبات و مستحبّات است لكن به مقتضاى « حسنات الأبرار سيئات المقربين » « 1 » آنها را سيّئه دانند و نيز لابه و تضرّع عبد ذليل نزد مولاى قاهر و محبّ قاصر نزد محبوب كامل از الّذ لذائذ و محسّنات فوق العاده است و ايضا در اين تضرّع و تذلّل تأديب و تعليم غفله و جهله « 2 » است و لهذا « تريهم يتضرّعون طويلا و يبكون كثيرا » . [ 1 ] وفقنا الله لمتابعتهم و الفوز بشفاعتهم و الكون في جوارهم [ 2 ] . فبئس المطيّة الّتى امتطت « 3 » نفسى من هواها . بئس فعل ذم و مطيّه فاعل او چون مؤنّث مجازى است و مظهر است ، جايز است تذكير فعل و به معنى دابّه است زيرا كه جد و جهد دارد در مسير خود و مطى در اصل به معنى جد در سير است ، امتطت ، يعنى مطيّه قرار داده است و جمله صفت مطيّه است ، من هواها بيان مطيّه است و ضمير راجع به نفس است . يعنى : پس بد مركبى است ، آنچنان مركبى كه نفس من مركب خود قرار داده است كه عبارت از هواى نفس باشد چو او مركب سركشى است اگر افسار خود سست ببيند ، صاحبش را به هاويه « 4 » خواهد انداخت و لو خدمت و پرستش او كنى !

--> [ 1 ] آنان زياد تضرّع و عجز و لابه مىكنند و فراوان مىگريند . [ 2 ] خداوند ما را به پيروزى از آنان و برخوردارى از شفاعتشان و بودن در جوارشان موفّق بدارد . ( 1 ) بحار الانوار ، ج 25 - 240 ، حديث 16 و ج 11 - 256 ، حديث 4 . ( 2 ) غافلان و جاهلان . ( 3 ) در مفاتيح الجنان « امتطت » آمده است . ( 4 ) پايين‌ترين دركات جهنّم .