حسن الحسيني النجفي القوچاني ( آقا نجفى قوچانى )
50
شرح دعاى صباح ( فارسى )
عرض كرد : الهى ان لم تبتدئنى الرّحمة منك بحسن التّوفيق فمن السّالك بى إليك في واضح الطّريق ، الهى منادا است به حذف حرف ندا و اضافهء او به ياء متكلّم را اضافهء تشريفيّه گويند و چون بعد از ذكر فقرات سابقه خصوصا فقراتى كه دلالت داشت بر نعمتهاى او نسبت به داعى مثل « يا من ارقدنى » او مقام ، مقام انس و آشنايى شد ، عرض كرد : اى خداى من ! او را اضافهء به خود نمود و در اين اضافه يك عالم لذّت است از براى محبّين ، هر كه باور ندارد اين اضافه را ، به محبوبهاى مجازى از اخوان و اولاد و غيرهم به كار زند و تجربه نمايد ، اسناد لم تبتدئنى به رحمة اسناد است إلى غير ما هو له چون مبتدأ حقيقى خدا است و رحمت يا مفعول له حصولى است ، اگر مراد از او مسبّب و نتيجهء اسباب باشد و يا مفعول ثانى لم تبدئنى است ، اگر مراد از رحمت در اعطاى توفيق و ايجاد اسباب باشد . و منك متعلّق است به تبتدئنى ، بحسن التّوفيق متعلّق است به تبتدئنى و ياء از براى سببيّت است ، بنا بر احتمال اوّل در رحمت و از براى ملابسه است و حسن التّوفيق بيان رحمت است ، بنا بر احتمال ثانى در او و حق از احتمالين احتمال ثانى است كما لا يخفى على الفطن العارف [ 1 ] و اضافه حسن به توفيق ، بيانيّه است و توفيق جمع اسباب رسيدن به خيرات است ، فمن مبتدا است از براى استفهام انكارى ، السالك خبر است ، باء بى از براى تعديه است و ضمير متكلّم مفعول السّالك است ، اليك متعلّق به سالك و همچنين في واضح الطريق و اضافهء واضح به طريق از اضافهء صفت به موصوف است . يعنى اى خداى من ! چون تو مسبّب الاسبابى و ولىّ توفيقى ، اگر ابتدا نكند رحمت از قبل تو به جمع نمودن اسباب وصول من به سوى تو پس كيست كشانندهء من به سوى تو در اين طريق واضح كه شرع انور باشد ؟ پس توفيق يافتن در اعمال صالحه نعمتى است كه ابتدائا و بلا واسطهء سبب ، به بندگان عطا شود ، ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء و اين يكى از معانى نعم است كه در دعاست « يا مبتدئا بالنعم قبل استحقاقها » كما آن كه اصل وجود يكى از معانى اوست و امّا قولهم : العطيات به قدر القابليات ، بعد از عطيّهء اولى و كمال اوّل
--> [ 1 ] يعنى : چنان كه بر شخص هوشيار آگاه پوشيده نيست .