حسن الحسيني النجفي القوچاني ( آقا نجفى قوچانى )

39

شرح دعاى صباح ( فارسى )

آب از انگشت‌هاى مبارك [ 1 ] و شكايت ناقه و شهادت گوسفند بريان شده بر اين كه در او سم داخل نموده‌اند و سايه نداشتن وجود مبارك در آفتاب و شنيدن صدا را در خواب و علم داشتن به زبان حيوانات و اعلى مرتبهء فصاحت داشتن و هرگز از او قبيح سر نزده و هرگز فرار از دشمن نكرده و غير ذلك مما لا يتناهى ذكره و لا يحصى عدده . [ 2 ] امّا اخلاقى پس در كمال علم و قدرت و شجاعت و عدالت و امانت و سخاوت و رحم و فتوّت و تواضع و صبر و كفى فيه قوله تعالى : « إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيمٍ » . [ 3 ] و امّا مالى اگر چه به حسب ظاهر ملك نداشت ، يعنى اين ملكيّت اعتباريّه كه ماها داريم چو شرفى كه در اين طور مالدارى نموده مىشود ، آن هم اعتبارى است حقيقتى ندارد ، بلى شرف حقيقى در مالكيّت حقيقيّه است كه حضرت ايشان داراى آن نحو مالكيّت هستند ، نسبت به همهء موجودات كه اضافهء اشراقيّه ناميده مىشود و از سنخ مالكيّت خدا است تمام مخلوقات را . « وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّمواتِ وَ الأَرْضِ » [ 4 ] و در خبر است كه راه رفتن غير شيعه حرام است در روى زمين تا چه رسد به تصرّفات ديگر چون كه تصرّف در ملك غير است بدون رضاى صاحبش و اين منافات ندارد با مالك بودن آنها به ملكيّت اعتباريّه به اسباب شرعيّه و حرمت اخذ از آنها از براى شيعه بدون سبب شرعى و تحقيق ذلك موكول إلى محلّه [ 5 ] پس از عرش گرفته تا تحت الثّرى همه از اوست و ما فيها من الملائكة و الانسان همه عبد او هستند نه مثل عبد داشتن ما به ملكيّت اعتباريّه بلكه بالاتر از اين و لو احكام عبد مملوك بر آنها بار نيست چو ماها نمىتوانيم عبد را به واسطهء نافرمانى بكشيم يا در مقام دفع دشمن به

--> [ 1 ] در ترجمه و شرح آيت اللّه شعرانى بر كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد آمده است كه فخر رازى مىگويد : از اين معجزات ( عملى پيامبر ) فقط اين يكى را قبول دارم . [ 2 ] به كتب تاريخ ، سيرهء نبوى ، بحار الانوار و نهاية المرام و بعضى از كتب كلامى از قبيل شرح تجريد الاعتقاد « كشف المراد » مراجعه شود . [ 3 ] قلم - 4 : تو اخلاق عظيم و برجسته‌اى دارى . [ 4 ] آل عمران - 189 و مائده - 17 و 18 و نور - 42 و جاثيه - 28 و فتح - 14 : از آن خدا است ملك آسمان‌ها و زمين . [ 5 ] به اعتقاد ما ، همه چيز ملك خدا است و تصرّف در ملك غير عقلا جايز نيست مگر به اذن او ، لذا خداوند به اولياء خود ( پيامبر و ائمه عليهم السلام ) اختيار همه چيز را داده و به اذن ايشان مىتوان تصرّف كرد .