حسن الحسيني النجفي القوچاني ( آقا نجفى قوچانى )
34
شرح دعاى صباح ( فارسى )
حق نباشد چو بدن انسان مركّب است از عناصر اربعه كه هر يك مايل به مركز خود است ، اگر حفظ حق نباشد فورا هر يك شروع كنند به رفتن مركز خود چنان كه معلوم شود بعد مردن . جذبهء اين اصلها و فرعها * هر دمى رنجى نهد در جسم ما تا كه اين تركيبها را بر درد * مرغ هر جزوى به اصل خود پرد حكمت حق مانع آيد زين عجل * جمعشان دارد به صحّت تا اجل « 1 » بدان كه سيرهء فاضله و طريقهء عادله در مقام سؤال و عرض حوائج نمودن عبد به مولاى خود و فقير به ولىّ النّعم آن كه اوّلا در مقام تمجيد و ثناء او بر آيد و ذكر شطرى از فضايل او نمايد پس از آن در مقام شكر گذارى نعمتها و عطاهاى او برآيد پس از آن دست توسّل به دامن دوستان و مقرّبين آن درگاه برزند و دعا و ثناى او را گويد تا عرض او در موقع قبول افتد و سؤال او به حلّ اجابت رسد لهذا اين مولى الموالى با مولاى على الإطلاق از اوّل بر اين و تيره مشى نمود و چون كريمتر و محبوبتر و مقرّبتر به درگاه حق از حضرت مصطفى صلى اللّه عليه و آله و آل او نبود لهذا دست توسّل به دامن ايشان زد . قطع اين مرحله بى همرهى خضر مكن * ظلمات است بترس از خطر گمراهى « 2 » و عرض نمود : صلّ اللّهمّ على الدّليل إليك في اللّيل الأليل . چون كمال انقطاع حاصل بود بين اين جمله و فقرات سابقه و اين مقتضى ترك عطف است لهذا ترك عطف نمود . صلّ در مورد دعا است به معنى طلب رحمت است . اللّهمّ در اصل يا اللّه بوده ، حرف ندا حذف شده است عوض آن ميم مشدّده در آخر آن زياد شده است و لهذا جمع بين هر دو نشود و وجه تقديم صلّ بر اللّهمّ اقتضاء مقام توسّل است . كثرت اهتمام به او را . على الدّليل متعلّق است به صلّ و دليل به معنى رهنما است و اختيار صفت دلالت را نمود بر اسم لاقتضاء مقام التوسل و تا آنكه اشاره باشد به علّت بودن مبدأ
--> ( 1 ) مثنوى معنوى ، دفتر سوّم ، ص 208 ، سطر 29 و 30 . ( 2 ) ديوان حافظ ، حرف ياء ، ص 273 .