حسن الحسيني النجفي القوچاني ( آقا نجفى قوچانى )
30
شرح دعاى صباح ( فارسى )
و مراد از ظنون قلوب است كه ظان باشد پس اضافهء خواطر به او لاميّه است و مؤيّد اين است اضافهء ملاحظه ، به عيون در فقرهء آتيه چو آن هم لاميّه است پس در اطلاق ظن بر ظان اشاره است به اتحاد العاقل و المعقول كه معركه آراى حكما است [ 1 ] و ملخّص معنى صحيح آن دو معنى است كه در حقيقت راجع به يكى است و فرقشان اعتبارى است يكى آنكه عاقل جامع تمام معقولات است همچو اجمال و بساطت پس به تعلّم يا به غير آن تفصيل در آن اجمال حاصل شود ، كلّ بحسبه نه آن كه صورت ذهنيّهاى است كه با عاقل وجودا مغاير باشند و ديگر آن كه معقولات از شئون و تطوّرات عاقل است و ظهور و اشراق اوست و اصحّ در نظر ، معنى اوّلى است و كيف كان مراد از ظن ، علم است چنان كه در قرآن بسيار اطلاق بر علم شده است و از مجازات شايعه است و وجه قرب حق به واردات قلبيّه شده دلالت آنها است بر وجود حق به جهت مجرّد بودن وجود آنها از ماده و قلّت وسايط چو واسطه يا ملك است يا شيطان و قد ورد : « ان قلب المؤمن بين أصبعى الرحمن » [ 2 ] فافهم . بدان كه نكتهء اعادهء موصول و تغيير سجع آن كه بعد اثبات ذات و صفات الجمال كه عين ذاتند كه ثابت شوند به ثبوت ذات و ذكر صفات الجلال كه تنزيه از نقايص باشد ، توجّه فرمود كه بعضى از خواصّ ذات و صفات جلال را ذكر كند ، پس ذكر فرمود : اوّلا خاصيت ذات را كه قرب او به واردات قلبيّه باشد چو ذات مقدّس بعد از اين كه حقيقت وجود و صرف وجود شد نزديكتر به وجود مجرّد از ماده خواهد بود از وجودى كه در ماده است به نزديكى معنوى و عقل انسان مجرّد از ماده است مثل واردات او پس قريب به او خواهد بود به قرب معنوى و در فقرهء آتيه ذكر لازم صفت جلال شده است چون بعد از اين كه منزّه شد ذات حق از مجانست و ملائمت با كيفيّات مخلوق بعيد خواهد بود از
--> [ 1 ] بهترين مرجع بحث اتّحاد عاقل و معقول و شرح دلايل آن ، كتاب « دروس اتّحاد عاقل و معقول » از آيت اللّه جوادى آملى است . [ 2 ] جامع الصّغير ، ج 1 - 83 ، عبارت چنين است : « قلب المؤمن بين اصبعين من أصابع الرحمن إن شاء لأثبته و إن شاء لأزاغه » .