حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
79
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
2 . به ابليس گفته شد : « سجده كن » و به احمد ( ص ) گفته شد : « نگاه كن » ابليس سجده نكرد و احمد ( ص ) نگاه نكرد . به راست و چپ توجه نكرد . « ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى » « 1 » 3 . اما ابليس دعويى كرد و كبر ورزيد و به قدرت خود تكيه كرد . 4 . و احمد دعوى تضرع كرد و بر قدرت خود تكيه نكرد . « 2 » 5 . محمد گفت : به حول قوهء تو حركت مىكنم و به حول و قوهء تو حمله مىكنم . و مىگفت : « اى دگرگونكنندهء دلها ثناء تو را شماره نتوان كرد . » 6 . در آسمان ، موحد و عابدى چون ابليس نبود . 7 . اما از چشم افتاد از لطف خداوند بدور ماند و معبود را به تنهايى پرستش كرد . 8 . چون تنها شد ، مورد لعن قرار گرفت . چون زياده خواست ، رانده شد . 9 . پس به او گفتند : « سجده كن » گفت : غير تو را نه ! حق به او فرمود : « إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي » « 3 » گفت : عيبى ندارد . مرا غير تو راهى نيست . همانا من عاشقى حقير ( رام ) هستم . « 4 » 10 - 11 . به او گفت : آيا كبر ورزيدى ؟ گفت : اگر لحظهاى با تو بودم من سزاوار خودپسندى و پريشانى بودم . پس چگونه است درحالىكه من با تو روزگارانى را سپرى كردهام . چه كسى عزيزتر و بزرگوارتر از من است ؟ من نخستين كسى هستم كه تو را در ازل شناختم پس : « أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ » « 5 » زيرا خدمت من به تو از گذشتههاى دور است و در دو عالم كسى آگاهتر از من به تو نيست . من خواهان تو هستم و تو خواهان من هستى . شوق تو نسبت به من از زمانهاى خيلى دور است و شوق من نسبت به تو نيز به روزگاران بسيار دور برمىگردد . چه غير تو را سجده مىكردم و چه سجده نمىكردم در نهايت ناچار بودم
--> ( 1 ) . نجم ، آيه 17 ؛ چشم خطا نكرد و از حد نگذشت . ( 2 ) . اشاره به دو صفت قهر و لطف خداوند دارد . ( 3 ) . ص ، آيه 78 ؛ من از او بهتر هستم . ( 4 ) . ماسينيون گويد : ابليس با چنين پاسخى اين غير ( آدم ) را انكار كرد ، چون بدون آنكه دريابد در حقيقت « غير » خداوندى وجود ندارد ، او را تنها در ذو وجهين « عين الجمع » مىديد ، آدم خدا را از ديد او مىپوشاند ، چون در آدم جز آدم نمىديد . آدم به عنوان موجودى « غير از خدا » و همين امر بيشتر او را به « جدا شدن كامل » از خداوند « افراد الفردانيت » سوق مىداد . به همين لحاظ براى آنكه نشان دهد تا چه حد خوار و تحقير شده است ، چون مىخواسته « انفراد » خداوند را در « توحيد » خويش بيان كرد ، لذا انكار كرد . ( طواسين ، ص 139 ) . ( 5 ) . اعراف ، آيه 12 ؛ من از او بهتر هستم .