حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

509

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

حافظ : نبود نقش دو عالم كه رنگ الفت بود * زمانه طرح محبت در اين زمان انداخت محبت خالص : محبّت ؛ دوستى ، مهرورزى . غليان دل در شوق رسيدن به محبوب است كه موجب محو محب مىشود . مرتبه‌اى بالاتر از عشق . على رودبارى : محبت آن بود كه خويش را جمله به محبوب خويش بخشى و تو را هيچ باز نماند . « 1 » جنيد : محبت امانت خداست . « 2 » حلاج : محبت صفتى سرمدى و عنايتى ازلى است كه اگر اين نبود نه درايت كتاب ممكن و نه هدايت ايمان دست مىداد . محو : پاك كردن نوشته و نقش آن ، پاك كردن حروف و نقوش از لوح . زدودن ، طمس ، زايل و معدوم كردن . ازاله وجود عبد و اثبات اشاره و تحقق آن بعد از محو يا كم و نابود و زايل و معدوم شدن اوصاف و عادات بشرى است . محو صفات و عادات و اثبات اوصاف قلوب و بازگشت به اصل خويش است . در نزد صوفيه نفى صفحات بشرى است و نيز اثبات اوصاف قلوب را محو گويند . محو آن است كه خداوند انسان را از رؤيت نفس خود مبرا كند به نحوى كه اثرى از اعمال و آرزوهاى نفسانى باقى نماند . عطار : راه عشق او كه اكسير بلاست * محو در محو و فنا اندر فناست مولوى : دوزخ جاى كافران ، جنت جاى مؤمنان * عشق براى عاشقان ، محو سزاى نفس ما « 3 » اى كه محو راه گشته ، از محو هم سفر كن * چشمى ز دل برآور ، در عين دل نظر كن « 4 »

--> ( 1 ) . تذكرة الاولياء ، عطار ، ص 793 . ( 2 ) . همان ، ص 443 . ( 3 ) . ديوان شمس ، ج 1 ، ب 646 . ( 4 ) . همان ، ج 4 ، ب 21431 .