حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
507
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
حلاج : عالمى است محيط به فلك شمس و قمر . قوهء فاعله است كه از قواى فعل حق در عالم باشد . قوّت فاعله * * * [ ( ك ) ] كافر : از كفر ، صاحب مقام تفرقه . به كسى گويند كه از مقام جمع به فرق آمده باشد . هركس كه از حق غافل است . كبريت احمر كرسى : - عرش . كرسى نور : - عرش . كشف : پرده برداشتن ، برهنه كردن . ظهور آنچه پنهان و نهان باشد . كشف عيانى : از تفكر و رفتن و سير و سلوك كه سالكان عارف موحد گويند : سير ، كشفى عيانى مىخواهد نه استدلالى كه ترتيب مقدمات معلومه باشد . كشف غيب كعبه : خانهء خدا كه حاجيان به زيارت آنجا مىروند . كعبه مقام وصل است . روى پروردگار . كعبهء ازل : كنايه از مقام لاهوتى است . كعبهء دل به دل مؤمن گويند . حلاج : خانهء حق ، يا صدر ، يا قلب ، يا معدن روح ، يا منظر عقل است . كفر : از كفر به معناى روى چيز را پوشانيد ، پوشيدن لباس بر روى زره ، پوشانيدن شب چيزى را . كفر در ادب صوفى : ظلمت عالم تفرقه را گويند . پوشيدن وحدت در كثرت است . كفر حقيقى عبارت از فناست . كلمه : تجلى علم خداوند به اعتبار ظهور آن است . همهء موجودات عالم مظاهر حق هستند ، لذا به هريك كلمه الهى گويند . كلمه عليا : توحيد است و آن تعريف حق از بنده است براى افراد قوم از حدوث كه گواه بر گفته اوست : « الست بربكم » . كلمه متصله : اسم اعظم است . كلمهء واحده كوه : كنايه از تن آدمى است كه حجاب حقيقت باشد . با اين حال ، مظهر حق و مقام عبوديت است . * * *