حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
493
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
صبر : تحمّل و شكيبائى ، و آن انتظار فرج و گشايش از جانب حق را هم گويند . گويند : صبر يعنى مقاومت و تحمّل مثبت سختىها و خطرها در راه ايمان و مبارزه و انسان ماندن ، نه بردبارى منفى ( ! ) در نزد صوفيه ترك شكايت از درد و بلا از خدا و غير خداست . جنبيد گويد : صبر تجرع مرارت است بىترشرويى . « 1 » مولوى : آتش كردى و گويى : صبر كن ؟ * من ندانم صبر كردن در تنور « 2 » صبر و خاموشى جذوب رحمت است * وين نشان جستن ، نشان علت است « 3 » بر شاه خوبرويان واجب وفا نباشد * اى زردروى عاشق تو صبر كن ، وفا كن « 4 » صحو : به معناى هوشيارى سالك است . در نزد صوفيه رجوع به احساس پس از غيبت است . گويند صحو دو قسم است : صحو قبل از فنا كه سالك از ناحيه توجه به كثرت در حالت صحو است . و صحو دوم عبارت است از هوشيارى بعد از فنا و تمكين بعد از تلوين كه در فناى بعد از اين صحو وجود مجازى سالك بكلّى محو از جميع انواع شرك مىشود . عطار : عاشقان چون به هوش باز آيند * پيش معشوق در نماز آيند پيش شمع رخش چو پروانه * سر ببازند و سرفراز آيند در هوايش كه ذره خورشيد است * پر برآرند و شاهباز آيند مولوى : سخنم به هوشيارى نمكى ندارد اى جان * قدحى دو موهبت كن ، چو ز من سخن ستانى « 5 »
--> ( 1 ) . رساله قشيريه ، ص 85 . ( 2 ) . ديوان شمس ، ج 3 ، ب 11677 . ( 3 ) . مثنوى ، دفتر سوم ، ب 2725 . ( 4 ) . ديوان شمس ، ج 4 ، ب 21497 . ( 5 ) . همان ، ج 6 ، ب 30101 .