حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

491

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

[ ( ش ) ] شأن ازلى : قدر ، مرتبه . مراتب وجود . شأن ازلى نقوش اعيان و حقايق در ذات احديت است كه در حضرت واحديت ظاهر شود . مراد حق از خلق است . شاهد : گواه ، حاضر ، محبوب ، معشوق ، خداوند . گفتار دلپذير و لب و دهان معشوق . اثرى است كه مشاهده در قلب ايجاد مىكند و آن مطابق است با حقيقت آنچه از صورت شهود بر قلب ظاهر مىشود . تجلى ذات مطلق . شيخ محمود شبسترى : شراب و شمع و شاهد جمله حاضر * مشو غافل ز شاهد بازى آخر شاهد كعبه : آيات حق است كه از كعبه ظاهر شود . شراب : از شرب ، هر چيز آشاميدنى ، نوشيدنى « مى » ، خمر ، شراب مسكر . كنايه از عشق و آن محبّت و جذبه حق است . اين شراب از جلوهء محبوب حقيقى پديد آيد و آدمى را خاموش و بى خود مىگرداند . شمع نور عارف است كه در دل عارف شهود ، شعلهء آتش عشق را برمىافروزد و دل او را پر از نور حكمت و اشراق مىكند . شيخ محمود شبسترى شراب و شمع باشد ذوق عرفان * ببين شاهد كه از كس نيست پنهان شراب ازل : تجلّيات قدم را گويند . از آن به شراب الست تعبير شده است . شراب الست : - شراب ازل شرح صدر : گشاده كردن سينه ، گشايش ، آشكار كردن . حالت استعداد قبول يا تحمل واردات غيبى . ظهور سعهء باطنى ، چنان كه همه چيز در وى گنجد و بر وى نيفزايد . استعداد دريافت معارف و حقايق . صفت عارف كامل است كه انوار معرفت الهى در دل وى تابيده باشد . شرك : ضد توحيد به معناى انباز ، دوگانگى يا چندگانگى ، چند خدايى ، چند رب النوع يا چند نيروى ماورا طبيعى ، جهان‌بينى مبتنى بر چند خدا و چند قدرت متفاوت ، توجه به غير حق . دويى و در نظر داشتن ما سوى اللّه را گويند . شريعت : جاى برداشتن آب از رود ، رود بزرگ ، راهى كه به آب منجر مىشود . طريقه ، روش ، آيين پيامبران ، دين . در تصوف شريعت در برابر طريقت است . يعنى دين