حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
475
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
حال : از انوار غيب به دل رسد . حبّ : دوستى ، محبت ، عشق - عشق . حجاب : پرده ، مانع ، حايل ميان عاشق و معشوق ، آنچه مانع وصول به معشوق شود . چيزهايى كه مانع رسيدن به معشوق مىشود ، عبارتند از : خودبينى و اوهام و گمانهاى شخصى است . نسفى گويد : حجاب چهار چيز است : دوستى مال ، دوستى جاه ، تقليد مادر و پدر ، معصيت . « 1 » حافظ : حجاب چهرهء جان مىشود غبار تنم * خوشا دمى كه از آن چهره پرده برفكنم مولوى : نور گيرد جمله عالم بر مثال كوه طور * گر بگويم بىحجاب از حال دل افسانهاى « 2 » حجال جبروت : حجال جمع حجله ، اتاق آراسته ، حجرهء زينت كرده براى عروس و داماد . حجال جبروت : عالم قدرت و عظمت الهى ، جهان بر من ، جهان ناسوت . يا عالم اسماء و صفات الهى كه عالم واسط ميان « لاهوت » و « ناسوت » است . حجب ملكوت غيب : - حجاب . حجّ اكبر : حجّ ؛ قصد ، آهنگ جايى كردن ، قصد طواف كعبه ، زيارت كعبه در وقت مقرر با مناسك مخصوص است . كنايه از دوام اراده در طلب خداوند است . حجر اسود : سنگ سياه ؛ لطيفهء انسانى كه آن را دل نامند . كنايه از دست پروردگار است . سنگى است سياه كه بر ديوار ركن كعبه منصوب است و حاجيان هنگام طواف آن را لمس مىكنند . اين سنگ نمادين از دست خداست . لمس كردن آن مظهر بيعت و تجديد ميثاق با خداست . حرّ : به معناى آزاد و آزاده ، هرگاه عارف به سبب كمال علم ، حق بندگى و عبوديت را
--> ( 1 ) . انسان الكامل ، ص 97 . ( 2 ) . ديوان شمس ، ج 6 ، ب 29643 .