حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
473
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
چشم جادو : دور داشتن سالك از دانستن حقيقت تا بيشتر به كوشش خود متكى شود ، جذبات الهى است . * * * [ ( ج ) ] جبروت : حد فاصل ميان جهان ملك و ملكوت را عالم جبروت گويند . جلال : يكى از نامهاى خداوندى است . از جلى به معناى صيقلى شده و بزرگ يا جلل به معناى آشكار و هويداست ، احتجاب حق از بصاير خلق و نيز مظهر قدريه خداوندى ، اظهار بزرگى و عظمت معشوق از جهت استغناى او از عاشق است . جليل وحيد : جليل يكى از نامهاى خداوند ، باشكوه ، بزرگوار ، عظيم ، بزرگ ، جليل وحيد ؛ بزرگوار تنها و يگانه . جمال : اوصاف لطف و رحمت خداوند و الهام غيبى است كه بر دل سالك وارد مىشود . جمال از پديدار شدن كمالات معشوق به جهت زيادتى رغبت عاشق است . صوفيان حقيقت نهايى را از رهگذر يكى از سه نظر دانستهاند : برخى از آنان حقيقت وجود را ارادهء خودآگاه گفتهاند مانند شفيق بلخى و ابراهيم ادهم و رابعه عدويه . برخى آن را فكر يا معرفت يا نور گفتهاند مانند عبد الكريم بن ابراهيم جيلانى و شهاب الدين يحيى سهروردى . برخى ديگر از صوفيان آن را زيبايى نام دادهاند كه به آنها اصحاب جمال گويند و نمايندگان اين مشرب عبارتند از معروف كرخى در سده دوم هجرى ، ابو القاسم عبد الكريم قشيرى در سده پنجم هجرى ، احمد غزالى و عين القضاة همدانى . مولوى : مژده هزار عالم عيش و مراد عرضه شد * جز به جمال تو نبود جوشش براى نفس ما « 1 » جمع و فرق : در نزد صوفيان عبارت است از جمعيت خاطر . فرق احتجاب است از حق به خلق . جمع اشاره به حق بدون خلق است و فرق خلق را ديدن است . واسطى : هرگاه خود را بينى در تفرقه هستى و هرگاه خدا را بينى در جمع باشى . اگر به غير استوار باشى ، به جمع و تفرقهاى . ابو على دقاق : هرچه به تو نسبت داده شود تفرقه است و هرچه از تو سلب شود جمع است .
--> ( 1 ) . ديوان شمس ، ج 1 ، ب 645 .