حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

468

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

معرفت الهى آبادش كنند . قلوب عارفين كه به معرفت و محبت معمور است . حلاج : قلب مقدس است . بيت المقدس : قلب پاك ، قلبى كه متعلق به غير خدا نباشد . وابستگى به غير نداشته باشد . بيت وسيع : كنايه از دل مؤمن و عارف است كه به مقتضاى فيوضات الهى وسعت دارد . * * * [ ( ت ) ] تأويل : جستجوى آغاز چيزى است . آن‌كس كه اوايل چيزها و اصل اعمال را مىداند به تأويل دست مىيابد . اصل اشياء و آغاز آنها در علم تكوين جاى دارد ، علمى كه خدا آن را روز تعيين اندازهء اشياء و آفرينش موجودات از ظلمت ، پديد آورده است . بازگرداندن اشياء به مبادى آنها با نور خداوند است . در بعضى از آيات به معناى تفسير و كنار زدن پرده‌اى است كه معنا باطنى قرآن را پوشانده است . در برخى جاها به معنى تعبير رؤياست . چون امر خدا به صورت نماد در خوابها بيان شده است . مىتوان گفت كه تأويل به معناى حقيقت است ، زيرا همه چيزها از خدا آغاز و به او پايان مىيابند . تبتل : بريدن ، قطع كردن ، انقطاع كلى و تجريد محض عابد از دنيا و هرچه در آن است . تجريد : مجرد شدن ، برهنه كردن ، شمشير از نيام بركشيدن . ترك اغراض دنيوى و ظاهرى و نفى اغراض اخروى و دنياى باطنى است . تجلّى : منكشف شدن كار و هويدا گشتن چيزى ، آشكار شدن . جلوهء انوار حق بر دل عارف يا ظهور افعال و اسماء و صفات و ذات الهى در سالك است . حلاج : ظهور حق در آينهء دل است . همه هستى در حال تجلى و ظاهر شدن حق‌اند ، چرا كه همهء مخلوقات آيات و مظاهر خداوندند . انوار معرفت و حكمت نيز از جانب حق بر دلهاى سالكان مىتابند و آن را روشن مىكنند . روح انسانى نيز تجلّى خدا است در بدن اوست . نور مكاشفه كه بر دل عارف متجلى شود و آن برحسب استعداد شخصى است .