حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

464

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

افق نور : - افق الف : آنچه با آن به ذات احديت اشاره مىكنند ، يعنى حق از آن جهت كه ابتداى اشياء در ازل آزال است . الوهيت : الهيت ، خدايى . در تعبير سالكان طريق ، اسم مرتبه الهى است و آن حضرت اسما ذات و صفات و افعال است . الهام : از لهم ؛ چيزى را به يكباره بلعيدن است ، به دل افكندن ، در دل انداختن . خدا مطلبى را دل بنده بيافكند . در دل انداختن سخن و مطلب غيبى . القاء مطلب خاص در قلب به طريق فيض بدون اكتساب و فكر و استفاضه است . القاء معنا در دل به طريق فيض . آگاهى كه از غيب در دل افتد . امتحان : آزمايش كارهاى سخت و دشوار . نزد عارف عبارت از ابتلاء حق است كه در دل سائر الى اللّه حلول كند . خداوند دل سالكان را با ابتلائات خاص آشفته و پراكنده مىكند تا آنها را بيازمايد . امر : عالم امر ، عالم الهى ، جهان فوق طبيعت ، در برابر عالم خلق . و به آن عالم ملكوت و غيب نيز گويد . امر مبين : يعنى امر آشكار و واضح ، كه براى سالك معلوم باشد . حلاج : قرآن‌كه در آسمان و زمين بيان است . انا الحقّ : يعنى من حق هستم . جملهء معروف و شطح مرموز حلاج است . انا الحق ، از اسرار الهى است ، در « من عرف نفسه قد عرف ربّه » مستور و در « تخلّقوا بأخلاق » اللّه منظور شده است . « انا الحقّ » تجلّى نور احديّت حق است در نور باطن انسان سالك ، و نوعى فناى عبد است در ربّ و مخلوق در خالق ؛ و آن اخلاص كامل است . « انا الحق » : از اسرار حقيقت است كه هركه فاش كند سر بر سوداى عشق گذارد . حلاج اسرار گفت و سر خود بر باد داد . مولوى : ما به بغداد جهان جان انا الحق مىزديم * پيش از آن كاين دار و گير و نكتهء منصور بود