حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
439
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
و قلب برمىدارد آنچه تن آدمى نتواند اى كاش نزديكتر بودم از كسى كه به شما پناه مىبرد اى كاش چشمى بودم تا ببينم شما را يا گوش شنوا بودم ( 85 ) [ بيانى است بيان حق ، تو بيانش هستى ] بيانى است بيان حق ، تو بيانش هستى و هر بيانى از او ، زبانش تو هستى به سوى « حق » با « حق » اشاره كردم و هركسى به « حق » اشاره كرد ، تو پشتيبانش هستى به حقيقت حق اشاره مىكنى ، و حق ناطق است و نيز هر زبانى تو را يارى داده است اگر صفت « حق » براى « حق » آشكار بود پس چرا مكانش را از مردم پنهان مىكند ؟ ( 86 ) [ در شگفتم از تو و از خودم ] در شگفتم از تو و از خودم اى آرزوى آرزومندى آنقدر به خودت نزديكم كردى ، تا اينكه گمان كردم « تو » ، « من » ى و در وجد پنهان شدم تا اينكه از خود فانىام كردى اى نعمتم در زندگانى و اى آسايشم پس از مرگ در هنگام ترس و آرامشم