حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
419
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
اگر همهء پهناى زمين آرامگاهى باشد باز قلب من به پهناى هستى در حالت قبض است ( 49 ) [ هنوز در درياى عشق غوطهورم ] هنوز در درياى عشق غوطهورم موج مرا بالا و پايين مىبرد گاهى موجش مرا بالا مىبرد و گاهى پايين و در آب غوطهور مىشوم تا اينكه عشق مرا به سوى مكانى بىساحل هدايت كند بىآنكه نامش را به زبان بياورم صدايش زدم و هرگز در عشق به او خيانت نكردم نفسم از بدى به تو پناه مىبرد و اين بود عهدى بين ما « 1 » ( 50 ) [ ياد او ، ياد من است ] ياد او ، ياد من است و ياد من ياد اوست آيا دو يادآور جز باهمند ؟ « 2 »
--> ( 1 ) . مرا از بديها مصون بدار از آنچه ميان ما عهدى نبود . ( 2 ) . موسى ( ع ) و ابليس در عقبه كوه طور به هم رسيدند . موسى ( ع ) گفت : اى ابليس چه چيز تو را از سجده بازداشت . ابليس گفت : ادعاى من نسبت به معبود يگانه مرا بازداشت . و اگر آدم را سجده مىكردم هر آينه مثل تو بودم . چون تو را يك بار بانگ زدند : « انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ » نگريستى . مرا هزار بار بانگ زدند كه آدم را سجده كن و من براى ادعاى خود سجده نكردم . موسى گفت : امر را بگذاشتى ؟ گفت : آن آزمون بود و نه امر . موسى به او گفت : لاجرم صورتت را دگرگون