حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

413

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

در راه خطر نجات را مىجويد گوئى من ، ميان امواج گرفتار آمده‌ام مرا واژگون مىكند و بالا و پايين مىبرد غم به دل دارم و آتش در جگر و اشك گواهم پس از ديده‌ام گواهى بخواهيد ( 39 ) [ در نعمت عشق مسرف بوده‌ام ( ناسپاس بوده‌ام ) ] در نعمت عشق مسرف بوده‌ام ( ناسپاس بوده‌ام ) پس جزاى اين اسراف ( ناسپاسى ) را خواهم چشيد ( 40 ) [ از آنجا كه ايشان « قديم‌اند » ] از آنجا كه ايشان « قديم‌اند » « جمع » « 1 » ايشان را از دست داد و « فرق » « 2 » ايشان را مىبايد در آن هنگامى كه بىاثرند عمرشان سپرى شد و مرگ پيش رويشان است بشر را در آن گرد آورده‌اند و جمعشان از صفات « 2 » رسم ( آثار ) محو « 3 » شان است

--> ( 1 ) . و 2 جمع و فرق نزد صوفيان عبارت است از جمعيت خاطر ، فرق احتجاب است از حق به خلق . جمع اشاره به حق بدون خلق است و فرق خلق را ديدن است . واسطى گويد : هرگاه خود را بينى در تفرقه هستى و هرگاه خدا را بينى در جمع باشى . اگر به غير استوار باشى ، به جمع و تفرقه هستى . ابو على دقاق گويد : هر چه به تو نسبت داده شود تفرقه است و هرچه از تو سلب شود جمع است . جنيد گويد : قرب به حق به واسطه واحد ، مقام جمع است و غيبت بنده در بشريت خود تفرقه است . ( 2 ) . صفت : چگونگى كسى يا چيزى را گفتن ، ستودن ، بيان حال ، نشان ، نشانه ، چيزى كه قائم به خود نباشد و از موصوف خود جدا نشود . ( 3 ) . محو : پاك كردن نوشته و نقش آن ، پاك كردن حروف و نقوش از لوح ، زدودن ، زايل و معدوم كردن ، نزد