حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
395
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
تاب و توانم از اوست ، دل گواه آن است و جز ايما و اشاره ، هيچ تفسيرى از آن ندارد واى بر من ، هيهات بر من فرياد از من ، چون اصل آشوب منم بسان غريقى در دريا كه سرانگشتانش از آب بيرون مانده است من نيز بازيچه دريايم هيچكس از آنچه از مدّ به من رسيد ، آگاه نيست مگر آنكه در اندوه شديديم شريك شود ( به درونم حلول كرده باشد ) او به آنچه بر من رفته ، آگاه است بود و نبودم در مشيت اوست اى غايت آمال و آرزوهايم ، اى آرامش و سكونم اى مايهء زندگانى ، اى دين و دنيايم اى فدايت ، اى چشمم اى گوشم به من بگو چرا در دور داشتنم اصرار مىورزى ؟ اگر تو از چشمانم پنهان باشى دل ، تو را باز در دورهاى دور مىيابد ( 8 ) [ عشق ، پروردگارم ، دوستدار ( عاشق ) است ] عشق ، پروردگارم ، دوستدار ( عاشق ) است بخشش براى تو شگفت است عذاب او براى تو شيرين است و دوريش از تو ، نزديك است تو نزد من بمانند روح من هستى بلكه تو از آن دوستداشتنىتر و براى چشم ، چشم هستى