حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

393

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

و چيز حادث مبدأش به غير اشياء نباشد چون شروع به آفرينش كرد عشقش صفتى در آن پديد آورد و در آن نور درخشيد و لام با الف معطوف و يگانه باشد آن دو در سبق پيش از اين معناء يگانه هستند . و در جدايى دو تا هستند چون جمع شوند در جدايى آن دو عبد و مولا هستند اين‌چنين است حقايق : در حقيقت آتش شوق سوزان است چه بمانند و چه بروند بدون اقتدار خوار و ذليل شدند در هنگاميكه از شدت عشق و اشتياق سرگشته و متحير شدند همانان بزرگوارى از خوارى پديد مىآيد ( 6 ) [ اى بيننده بنده چه خواهد كرد ] اى بيننده بنده چه خواهد كرد درحالىكه قضاء و قدر بر او جارى است در هرحال بر او جارى است او را كتف بسته در دريا انداخت و به او گفت : بر توست كه از آب نجات يا بى ( 7 ) [ لبّيك لبّيك ، اى راز من ، اى راز من ] لبّيك لبّيك ، اى راز من ، اى راز من