حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
383
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
107 [ فقلت أخلّائى هى الشمس نورها ] فقلت أخلّائى هى الشمس نورها * قريب و لكن فى تناولها بعد منابع ديوان الحلاج ، ص 107 . نسخهء ( ك ) ، ص 108 ، اخبار الحلاج ، ص 80 ، نسخهء خطى لندن ، ص 339 ، نسخهء خطى سليمانيه در استامبول ، ص 13 ، نسخهء خطى قازان ، ص 59 ، نسخهء خطى تيمور ، ص 44 . لغات اخلاء : دوستان ، ياران ، همنشينان ، همصحبتان . قريب : نزديك ، قابل دسترسى . تناول : دسترسى ، اجازه دستيابى . تحقيق حسين بن حمدان گويد : روزى نزد حلاج رفتم و به او گفتم : « مىخواهم خدا را بيابم ، كجا او را بجويم ؟ » گونههاى حلاج سرخ شد و گفت : « خدا در زمان و مكان و دلها نگنجد و بر بندگان آشكار نشود و به چشمها و وهمها و پندارها در نيابد . او با صفت قديم از آفريدگان جداست ، همچنانكه آفريدگان به صفت حدوث از او جدا هستند و آن را كه چنين صفتى است چگونه مىتوان به او راه جست ؟ » آنگاه گريست و گفت : فقلت اخلائى هى الشمس نورها * قريب و لكن فى تناولها بعد اخبار الحلاج تحقيق لويى ماسينيون و پاول كراوس ، ترجمه نگارنده در چهار متن منتشر نشده از زندگى حلاج ، انتشارات يادآوران ، قطعه 51 )