حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
237
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
به ما اعتراض مكن ما اين انگشتان را به خون عشاق آغشتهايم . 276 . دربارهء سماع از او پرسش شد ، گفت : ظاهرش فتنه است و باطنش عبرت است . پس آنكه اشاره را بدانست ، استماع پند ( عبرت ) برايش حلّ شد . و گرنه فتنه او را فراگيرد و بليّه به او رسد . و اگر داعى زمامش را به دست لذت دهد مثل آن باشد كه خود را بدست خويش كشته باشد . 277 . صوفى وحدانى ذات است احدى او را نپذيرد و او احدى را نپذيرد . تصوف استهلاك در حقايق حق و فنا از جميع صفات خلق است . 278 . دربارهء معرفت از او پرسش شد ، گفت : عبارت است از رؤيت اشيا و استهلاك همه در عزّ او . 279 . دربارهء معرفت از او پرسش شد ، گفت : حالتى است كه بر محبّ مستولى شود تا جز مطلوب چيزى نبيند . 280 . حجاب پوششى است ميان طالب و مطلوب و ميان مريد و مراد . و ميان قاصد و مقصود و آرزويى كه براى خلق باشد نه براى حق . و حق محجوب نيست بلكه اين خلق است كه محجوب هستند و گفت : اعجاب تو ، حجاب توست . 281 . مردى از حلاج پرسيد : سرّ چيست ؟ گفت : آنچه ظاهرش را بپوشاند و معنايش را آشكار كند . 282 . از او دربارهء انس پرسش كردند ، گفت : شادى دلها با محبوب است . 283 . گفت : انس ارتفاع حشمت با وجود هيبت است و هنگامى كه حشمت اوج گيرد كه رجاء بر خوف غلبه يابد . 284 . گفت : انس انبساط محبّ به محبوب است ، و معناى آن اين گفته ابراهيم ( ع ) است كه : « أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى » « 1 » و كلام موسى ( ع ) : « أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ » « 2 » 285 . گفت : انس مؤانست اركان است . پس از رؤيت اعيان غايب مىشود . 286 . وجد مقرون به زوال و معرفت ثابت است و از بين نمىرود و اين ابيات را سرود :
--> ( 1 ) . بقره ، آيه 264 . ( 2 ) . اعراف ، آيه 140 .