حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
230
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
هويّتش تهى كرد و خوض كردن در كيفيتش را ، بر دلها حرام كرد ، خاطرها را از ادراك لاهوتيّتش تيره ساخت . پس براى مردم از خدا جز خبر چيزى آشكار نشود و خبر خود احتمال راست و دروغ در آن است . پاك و منزّه است خداى را كه براى كسى بىهيچ علّتى متجلّى و براى ديگرى بىهيچ سببى پنهان مىگردد . 239 . اگر خداوند نمىفرمود : « لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ » « 1 » من آب دهان خويش در آتش دوزخ مىافكندم تا آتش بر دوزخيان به گل و ريحان تبديل شود . 240 . كسى كه مىخواهد به مقصود برسد بايد كه دنيا را پشتسر نهد . 241 . هيچكس خداى را جز خود خدا توحيد نكرد و هيچكس حقيقت توحيد را جز پيامبر خدا نشناخت . 242 . در همهء روى زمين كفرى نيست كه در زير آن ايمانى و طاعتى نيست كه در زير آن معصيتى بزرگتر از آن و اختيار كنج عبوديت و بندگى نيست كه در زير آن ترك حرمتى ، و ادّعاى محبّتى نيست كه در زير آن بىادبى نباشد . ولى خداوند با بندگان خود به اندازهء طاقت و توانشان رفتار مىكند . 243 . بنده اگر پروردگارش را توحيد كند ، خود را اثبات كرده است و آنكه خود را اثبات كند ، مرتكب شرك خفى شده است . خداوند خود بر زبان هر بندهاى از بندگانش كه بخواهد خويش را توحيد مىكند . و اگر خدا خويش را بر زبان من توحيد كرده ، اين ناشى از نظر لطف و همّتى است كه بر من دارد و گرنه اى برادر مرا با توحيد چه كار ؟ 244 . توحيد جدا كردن حدث از قدم و آنگاه روى گردانيدن از حدث و روى آوردن به قدم است ، البته اينها همه حشو و زوائد توحيد است ، امّا توحيد محض ، فنا شدن در قدم ، از حدث است ، فقط پيامبر خدا به حقيقت توحيد راه مىجويد . 245 . دانش هر چيزى در قرآن و دانش قرآن در حروف آغاز سورهها و دانش آن حروف در لام الف و دانش لام الف در الف و دانش الف در نقطه و دانش نقطه در معرفت اصليه و دانش معرفت اصليه در ازل و دانش ازل در مشيّت و دانش مشيّت در غيب « هو » و دانش غيب هو آيه « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » و هيچ چيزى همانند او نيست » ، است كه جز هو : خدا كسى آن را نمىداند .
--> ( 1 ) . اعراف ، آيه 18 ؛ دوزخ را از جن و انس پر مىكنيم .