حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

227

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

ضربه‌اى فرود مىآورد و « بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ » « 1 » 225 . اى مسلمانان به فريادم برسيد . او نه مرا با نفس خود رها مىكند تا با آن خوگر شوم و نه مرا از نفس خود باز مىستاند تا از دست آن آرامش يابم ، اين ناز و كرشمه‌اى است كه من ياراى آن را ندارم . 226 . به نام خداوند بخشندهء مهربانى كه براى كس كه بخواهد از هر چيزى جلوه‌گر مىشود . درود بر تو اى فرزند ، خدا ظاهر شريعت را از تو پوشانيده و حقيقت كفر را براى تو آشكار كرده است ، پس ظاهر شريعت كفرى است پنهان و حقيقت كفر ، معرفتى است آشكار . اما بعد ، سپاس خداى را كه براى بنده‌اى كه بخواهد سرسوزنى جلوه‌گر مىشود و از كسى كه بخواهد در آسمانها و زمين‌ها پنهان مىگردد ، تا آنجا كه اين يكى گواهى دهد كه خدايى نيست و آن ديگرى گواهى دهد كه جز خدا هيچ چيزى نيست ، البته نه آن گواهى بر نفى خدا ، مردود است و نه اين گواهى در اثبات او پسنديده . مقصود از اين نامه اين است كه به تو وصيت كنم تا به رحمت خدا نه فريفته گردى و نه از آن نوميد شوى ، نه به محبّت او رغبت‌يابى و نه درپى محبّتى به او خرسند باشى ، نه در اثبات او سخن گويى و نه به نفى او گرايش يا بى ، از توحيد زنهار زنهار « 2 » 227 . كسى كه مىپندارد مىتواند با خدمت و عبادت خدا را از خود خشنود كند ، براى خشنودى خدا قيمتى تعيين كرده است . 228 . خدايا هر چيزى از تو درخواست و در هر مهمّى از تو طلب يارى مىگردد ، هر نيازى از تو برآورده مىشود ، هرگونه رحمت و بخششى از فضل بىكران تو اميد مىرود . تو همه چيز را مىدانى و چيزى به تو آموخته نمىشود و همه چيز را مىبينى و خود به چشم نمىآيى ، از رازهاى درونى بندگانت آگاه و بر هر چيزى توانايى . من به سبب نسيم‌ها و عطرهاى دل‌انگيزى كه از عشق و قرب تو يافتم ، كوهها و آسمانها و زمينها را با همهء بزرگى و گستردگىشان خرد و ناچيز مىيابم . و به حق تو كه اگر همهء بهشت را به ازاء

--> ( 1 ) . آن را فرو مىشكند تا باطل از حق برمد ، واى بر شما از آنچه وصف مىكنيد . ( 2 ) . نامه‌اى است به يكى از شاگردانش به نام جندب بن زادان واسطى .