حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

22

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

اتحاد در لغت به معناى وحدت و يگانگى است و در تعبير عارف مسلمان عبارت از شهود و وجود واحد مطلق است و از جهت آنكه همه اشياء به وجود واحد حق موجودند و فى نفسه معدوم . چكيدهء نظريهء اتحاد عرفانى اين است كه عارف فناى نفسانى را تحقّق وحدانيت خود و خدا مىداند . مولوى گويد : چونكه بيرنگى اسير رنگ شد * موسىاى با موسىاى در جنگ شد چون به بيرنگى رسن كان داشتى * موسى و فرعون كردند آشتى اى عجب اين رنگ از بىرنگى خاست * رنگ با بيرنگ چون جنگ خواست « 1 » در مقام ماديّت ، دوگانگى برقرار و جنگ و جدال پديدار مىشود . يا نه جنگ است از براى حكمت است * همچو جنگ خرفروشان صنعت است يا نه اين است و نه آن حيوانى است * گنج بايد جست اين ويرانى است در اين جنگ و ستيز ، افرادى كه استعداد سعادت جاويد را دارند به مقصود مىرسند و به ذات او تشبه مىيابند و به مقام « قاب قوسين او ادنى » مىرسند و با ذات احديت يگانه مىشوند . تعبير زيباى حافظ از اتحاد عرفانى اين‌چنين است : گوهرى كز صدف كون و مكان بيرون بود * طلب از گمشدگان لب دريا مىكرد بىدلى در همه احوال خدا با وى بود * او نمىديدش و از دور خدايا مىكرد « 2 » نخستين بار حلاج ، عبارت « من خدا هستم » را به كار برد گرچه در كلام خود او به

--> ( 1 ) . مثنوى معنوى ، تصحيح نيكلسن ، ب 70 - 2467 . همان ، ب 74 - 273 . ( 2 ) . ديوان حافظ ، تصحيح پرويز ناتل خانلرى ، غزل شماره 136 .