حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

210

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

124 . فقير آن است كه از ما سوى اللّه بىنياز و ناظر به اللّه است . 125 . معرفت عبارت است از ديدن اشياء و هلاك همه در معناست . 126 . اخلاص تصفيه عمل است از شوائب كدورت . 127 . زبان گويا هلاك دلهاى خاموش است . 128 . گفت‌وگوى در علل بسته است و افعال در شرك و حق خالى است از جمله و بىنياز . 129 . بصاير بينندگان و معارف عارفان و نور علماء ربانى و طريق سابقان ناجى ازل و ابد و آنچه در ميان است ، از حدوث است ، اما اين چه مىدانند ؟ 130 . در عالم رضا اژدهايى است كه آن را يقين خوانند كه اعمال هجده هزار عالم در كام او چون ذره‌اى است در بيابان . 131 . ما همه سال در طلب بلا او باشيم ، چون سلطانى كه دايم در طلب ولايت باشد . 132 . مريد در سايهء توبت خود است و مراد در سايهء عصمت . 133 . مريد آن است كه سبقت دارد اجتهاد او بر مكشوفات او ، مراد آن است كه مكشوفات او بر اجتهاد سابق است . 134 . وقت مرد ، صدف درياى سينهء مرد است . فراد اين صدف‌ها را در صعيد قيامت بر زمين زنند . 135 . صبر آن است كه دست و پاى او ببرند و از دار درآويزند و عجب آنكه اين همه با او كردند . 136 . اينك ما آماده‌ايم تا گواهان تو باشيم . ما به لطف و رحمت تو پناه آورده‌ايم و به جلال لايزال ، به احسان تو ، تا سرانجام عيان سازى كه چه مىخواهى ، به ذات تو به امر و فرمان تو . اين توئى كه در آسمان خدائى ، در زمين خدائى ، اى آنكه قرنها را آفريدى و صور را آراستى . اى آنكه جواهر و اعراض در حضرتت ركوع و سجود مىكنند . اى آنكه به امرت جسمها تركيب مىشوند و حكمها انشا مىگردند . اين توئى كه چون بخواهى آشكارا ، در روى زمين ، براى دادرسى ، تجلّلى خواهى كرد ، هرگاه بخواهى ، بر هر آنكه بخواهى ، بدان‌سان كه بخواهى ، بر همان شيوه كه در