حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
200
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
مىگردانند ، و نه احوال آنان را ، ولى احوال بر ديگران تسلط دارند و اين احوال هستند كه آنها را مىگردانند و نه آنان احوال را . 11 . حق آن است كه با عبادات و طاعات آهنگ او كنند و به دو توسل جويند ، اوست كه جز به وسيلهء خودش ديده و درك نمىشود ، با نسيم آسايشبخش و نوازشها و عناياتش ، صفات استوار مىگردد . و با رسيدن به مقام جمع با او ، رايحهها درك مىشود . 12 . براى كسى كه يكى را مىبيند يا نامش را بر زبان مىآورد ، جايز نيست كه بگويد : من آن يگانه ( خداى ) را كه همهء آحاد ( يكها ) از او تجلى ( ظهور ) يافته است ، شناختم . 13 . زبانهاى گويا هلاك گفتههايشان و نفسهاى به كار گرفته شده ، هلاك به كار بردههايشان است . 14 . شرمسارى پروردگار شادى سپاس و منت او را از دلهاى اوليايش زدود بلكه شرمسارى در بندگى و پرستش ، شادى پرستش را از دلهاى اولياى خدا زدود . 15 . كسى را كه انوار توحيد سرمست سازد ، او را از تعبير و بيان تجريد محجوب سازد ، ولى كسى را كه انوار تجريد سرمست كند ، از حقايق توحيد سخن مىراند ، چه شخص سرمست كسى است كه از هر پنهانى سخن گويد . 16 . كسى كه حق را به انوار ايمان تمنا كند مانند كسى است كه خورشيد را با نور ستارگان بجويد . 17 . همچنانكه خدا اجسام را بىهيچ علتى آفريد ، صفاتشان را نيز بىهيچ علتى در آنها بيافريد ، همچنانكه بنده بر اصل و مبدأ عمل خويش تسلط ندارد ، بر عمل خود نيز تسلط ندارد . 18 . بشريت نه از او ( خدا ) بريده است و نه به او پيوسته . 19 . توحيد يگانه گردانيدن قدم از حدث است . 20 . راه به او ( خدا ) يك گام است . 21 . توكل ديدن مسبب است . 22 . سماع بر عوام حرام است به سبب بقاى نفوس آنها . براى زاهد مباح است براى به حاصل آمدن مجاهدت آنها . براى عارف مستحب است به علت زندهدلى ايشان . 23 . چون بنده به درستى « بسم اللّه » گويد ، بر هرچه خواند راست آيد و آنچه خواهد يابد .