حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
195
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
سوره تكاثر 202 . . . . عِلْمَ الْيَقِينِ . . . « 1 » حسين گويد : علم اليقين يعنى آنچه به دلايل نيازمند باشد و عين اليقين علمى است كه در آن منازعه و اضطرابى نيست . 203 . ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ « 2 » حسين گويد : چون مرد در عين اليقين باشد و نه در علم يقين ، دانشپژوه را نشاند و از برخاستنش باز دارد و اين از آن كسى است كه آرام و قرار ندارد مگر اينكه به يقين اليقين [ برسد ] پس در اين صورت است كه به آرامش مىرسد . 204 . آنگاه گفت نمىدانم كه او برايم اجل را باقى گذارد يا نه . سوره كافرون 205 . قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ « 3 » حسين گويد : كه خداوند تكليفش را با مثالى درباره ايشان بيان مىكند كسى كه از ويژگيهاى عبوديت پيروى كند . همچنانكه به پيامبرش گفت : « وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ » « 4 » تو هرگز استحقاق كوشش عبوديت را ندارى و با خطاب تكليف كفّار را مخاطب كرد . اينكه خداوند به پيامبرش فرمان داد كه آنها را با كلام خداوند خطاب كند : « لا أَعْبُدُ ما . . . تَعْبُدُونَ » « 5 »
--> ( 1 ) . تكاثر ، آيه 5 ، حقّا ، اگر از روى يقين بدانيد . ( 2 ) . همان ، آيه 7 ؛ سپس به چشم يقينش خواهيد ديد . ( 3 ) . كافرون ، آيه 1 ؛ بگو : اى كافران . ( 4 ) . نحل ، آيه 99 ؛ پروردگارت را پرستش كن ، تا لحظهء يقين فرا رسد . ( 5 ) . كافرون ، آيه 2 ؛ من چيزى را كه شما مىپرستيد ، نمىپرستم .