حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

178

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

138 . إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ « 1 » حسين گويد : همه موجودات را با واژهء كن ( باش ) پديد مىآورد . اين كار ساده و كوچكى است كه انجام مىدهد تا خلق به آسانى كار او پى ببرند . پس به موجود دل نبندد زيرا به منشأ و مبدأشان باز مىگردند . خلق به زينت هستى مشغول هستند . پس ايشان را به آن وامىگذارد و افراد خاصش را انتخاب مىكند . ايشان را از بند هستى مىرهاند و آنان را به آن زنده مىكند . و برايشان سبب و دليلى قرار نداد و براى آثارشان راهى قرار نداد . سوره صافات 139 . إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ « 2 » حسين گويد : آزمايش با خداست و عافيت از خداست و امر از خداست و نهى از براى او نيست . سوره زمر 140 . . . . فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ « 3 » حسين گويد : سختى دل به نعمت‌هاست . سخت‌ترين قساوت دل ، فراموشى است . زيرا با نعمت آرامش مىيابد و با سختى ياد خدا مىكند . 141 . در ادامه گويد : كسى كه در نعمت هوا و هوس باشد ، نعمت او را سرمست و گيج كند . پس در هنگام سرمستى عقوبت مرا به ياد آريد . 142 . باز گويد : كسى كه براى چيزى بكوشد كه دانستن آن چيز را [ خداوند ] جايز

--> ( 1 ) . همان ، آيهء 82 ؛ چون بخواهد چيزى را بيافريند ، فرمانش اين است كه مىگويد : موجود شو ، پس موجود مىشود . ( 2 ) . صافات ، آيه 106 ؛ اين آزمايشى آشكارا بود . ( 3 ) . زمر ، آيه 22 ؛ . . . پس واى بر سخت‌دلانى كه ياد خدا در دلهايشان راه ندارد ، كه در گمراهى آشكار هستند .