حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
17
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
اصطلاحات عرفان اسلامى چاپ كرده است . حدود سيصد و چهل قطعه از تجربيات عرفانى حلاج كه از منابع مختلف جمعآورى شدهاند و شامل مواعظ ، پاسخ به سؤالات دوستان و شاگردان ، سخنان شطح ، دعا و مسائل مىباشد . انديشههاى عرفانى حلاج جوهر انديشه و حكمت باطنى حلاج ، بر پايهء عشق استوار است ، عشقى كه جوهر خدا و راز آفرينش هستى است . او راز ناگفتنى عشق بين انسان و خدا را چنين بيان مىدارد : اجازه نده تا دچار اغواى الهى شوى ، از طرفى هم اميد خويش را به دو قطع مكن ، در آرزوى محبت او مباش و از دوست داشتنش نيز دست مكش . به زعم او عشق به خداوند به معناى پيروى كوركورانه از محبوب نيست ، بلكه ايستادن در برابر محبوب است آن زمان كه آدمى به اوصاف الهى متصف شود . و انسان با پذيرش درد و محنت اين عشق را متحقق مىسازد . صوفيان از عبارت « انا الحق » او استنباط كردهاند كه وى يك فرد « وحدت وجودى » است . اين عبارت كه در كتاب طواسين حلاج نيز آمده است يك عبارت كوتاه كه بر اثر جذبه پيدا گشته باشد ، نيست بلكه عبارتى است كه گوينده در آن يك نظام كامل را در الهيات عارفانه خلاصه كرده است ، « انا الحق » يعنى من حقيقت مطلق هستم : اگر او را نمىشناسيد ، آثار او را بشناسيد ، من آن نشانهام ، « انا الحق » چرا كه من به حق ، همواره حقام . ابليس و فرعون يار و استاد مناند . ابليس را به آتش تهديد كردند ، از دعوى خويش بازنگشت و فرعون در يم غرقه شد و از دعوى خويش باز نگرديد و هرگز به واسطه اعتراف نكرد و من اگرچه كشته شوم يا بر دار آويخته گردم و اگرچه دستها و پاهايم را قطع كنند ، از دعوى خويش باز نخواهم گرديد . « 1 » در اينجا به پاره از انديشههاى عرفانى حلاج كه در لابلاى سخنان شطحآميز و پر ابهام وى نهفته است . اشاره مىكنيم ، به اين ترتيب كه ابتدا سه اصل مهم و اساسى در انديشهء حلاج يعنى ، طريقت ، معرفت و اتحاد عرفانى را طرح و سپس تفسيرى روشن از جهانشناسى و انسانشناسى حلاج ارائه خواهيم كرد .
--> ( 1 ) . شرح شطحيات ، ص 373 .