حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

137

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

[ روايت ] 27 روايت كند : از عيان يقين ، از حق اعلى ، از جليل وحيد ، از حدّ ميان ركن « 1 » و مقام « 2 » ، از حق كه : مؤمن خانهء اوست و آن خانه آيات حق است و كعبه بيت اوست و بيت آيات اوست و امن و ذكر عالميان است . به عيان يقين ، شاهد ملك متقن خواهد . و خدا مىداند كه آيات را منصوب است يا نفس انسان ، يا نفس كعبه ، يا حجر اسود ، يا چاه زمزم ، يا حرم محرّم ، يا ملك مقدّسى كه خادم خانه است ، يا نور غيب كه از مطلع عقل اشراق به صبح يقين كند در قلب و آن زبان غيب است از حق و اين صحيح‌تر نمايد . حق اعلى كلمهء توحيد است ، يا رؤيت غيب غيب ، يا عقل كلّ ، يا روح كبرى ، يا روح روح ، يا معرفت فطرى ، يا ملك غيب ، آنچه خاطرم بدين قانون شاهد شد ، كلمهء قدس كه از فلق صبح فعل افتاد . جليل وحيد يا طير سفر است ، يا سرّ عزيز ، يا سرّ سرّ ، يا حبّه قلب ، يا عقل مشرق ، يا روح خازن ، يا اسماعيل ، يا ابراهيم ، يا جبرئيل ( ع ) . محض خطاب نور فعل مىنمايد كه از حدّ ميان ركن و مقام شنيده است ، آن حدّ آيات بيّنات است . حق از آن خبر داد . « فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ » « 3 » و آن تجلّى حق است زوّاران حضرت را . اين همه زبان صفات‌اند ، كه از علم قدم خبر دهند . حق گفت : خانهء مؤمن مسجد است ، و مؤمن محلّ تجلّى است ، موضع قدس از زمين است ، در مسجد مراقبه و مشاهده را باشند .

--> ( 1 ) . ركن : كرانهء هر چيزى ، جانب ، امر بزرگ ، عزت ، مناعت ، بزرگى ، گوشه ، كنج ديوار ، ركن حجر الاسود . ( 2 ) . مقام : سنگى است كه حضرت ابراهيم ( ع ) هنگام بناى بيت بر آن ايستاد و گويند سنگى است كه چون همسر اسماعيل سر او را مىشست حضرت بالاى آن ايستاده بود و اين همان سنگ معروفى است كه به امر خدا در مسجد الاحرام نهاده‌اند و مردم نزد آن نماز گزارند . خداوند از ميان زمزم و مقام ، پيامبر را به معراج برد . مقام ابراهيم : سنگى كه نشان پاى حضرت ابراهيم بر آن است . ( 3 ) . آل عمران ، آيه 91 ؛ در آن آيات روشنى است .