حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

112

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

[ روايت ] 8 روايت كند : از ياقوت احمر « 1 » ، از ضياء « 2 » مخمّر ، از صورت كاينه ، از شأن « 3 » مشهود ، از حق سبحان كه فرمود : « انا الحنّان » ( من پذيرنده هستم ) و « انا المنّان » « 4 » ( من بسيار نعمت دهنده هستم ) و « انا الودود » ( من دوست هستم ) . و بندهء من آن است كه محمود باشد به ذكر من و اسم من و محبّت من ، هركه بگويد : لا إله الا اللّه ، محمّد رسول اللّه ، به اخلاص ، واجب شد بهشت او را و درود و رحمت و حسنات باقيات . به ياقوت احمر قرصهء شمس خواهد ، يا مشترى ، يا قلب ، يا شفّه آدم ، يا زبان موسى ، يا آتش ابراهيم ، يا خاتم سليمان « 5 » ، يا سكينهء تابوت « 6 » ، يا حجر اسود « 7 » . در حديث است كه

--> ( 1 ) . ياقوت احمر : ياقوت سرخ ، صوفيان آن را عبارت است از نفس كلى به واسطهء امتزاج نوريت او به ظلمت تعلق جسم . ( 2 ) . ضياء : روشنايى ، روشنى ، و در اصطلاح صوفيه ، رؤيت اشيا با چشم حق است . ( 3 ) . شأن : منزلت ، مقام ، قدر و مرتبه و شكوه ، رتبه در نزد عرفا ، صور عالم است در مرتبه تعيين اول . ( 4 ) . حنان و منّان نامهاى خداوند است . ( 5 ) . خاتم سليمان ؛ حضرت سليمان پيامبر انگشترى داشت كه نام بزرگ خداوند ( اسم اعظم ) بر آن نوشته بود و چهار نگين در آن تعبيه بود ؛ دو تا آهنين و دو تا برنجين ، با برنجين بر پريان و با آهنين بر ديوان و شياطين حكم مىراند ، معجزهء سليمان و ملك و جهانگيرى او در نگين همين انگشترى بود كه از بهشت آورده بودند و ارمغان روضهء رضوان بود . و بنابر روايات فرشته‌اى مقرب ميان « حيزون » و « اورشليم » به او داده است و تا آنگاه كه انگشترى در انگشت داشت تملك جهان زير نگين او بود و ددان و ديوان و آدميان فرمانبردار . گويند اين نگين را حوا هنگام بيرون شدن از بهشت در دهان پنهان كرد و به بيرون آورد و از حوا به سليمان به ارث رسيده بود . ( 6 ) . سكينهء تابوت : تابوت عهد ، تابوت بنى اسرائيل ، تابوت شهادت ، تابوت ( صندوق ) عهد ، صندوقى است كه موسى به امر خداوند از چوب شطيم ساخت . بيرون و اندرونش پوشيده به طلا بود و بر اطراف سر آن تاجهاى طلايى و بر روى آن ، سرپوشى از طلاى خالص قرار داشت . محتويات تابوت را حقه منّ ( منّ و سلوى ) و عصاى هارون ( كه شكوفه داد ) و دو لوح عهد ، كه احكام دهگانه ( ده فرمان ) بر آن نوشته شده بود و در كنار آن تورات قرار داشت . به همين سبب ، گاهى آن را تابوت شهادت نيز گفته‌اند . ( 7 ) . حجر الاسود : سنگ سياه ، سنگى است سياه رنگ ، بر ديوار ركن كعبه ، كه حجاج از روى تبرك آن را لمس مىكنند و يا مىبوسند . اين سنگ از قبل از اسلام نيز مورد احترام بوده است . نوشته‌اند كه وقتى ابراهيم و اسماعيل خانهء كعبه را ساختند اين خانه بىسقف بود . خدا حجر الاسود را از بهشت بفرستاد تا در ركن نشاندند . معروف است كه اين سنگ ، اول سفيد بود ، از بس كفار ، دست ناپاك بدان ماليدند ، سياه شد . گويند ركن و مقام ، دو ياقوت بهشتى باشند . عرفا ، حجر الاسود را عبارت از لطيفهء انسانى و سياهى آن ، كنايه از تلوّن به مقتضاى طبيعت مىدانند .