حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
110
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
قوّت مخيّمه « 1 » كه : در غيب منهمر « 2 » در افق نور ميان خورشيد و ماه است كه قرآن قيامت است ، دنيا آيت بهشت و دوزخ است ؛ خنك آن را كه معرفت خالق از معرفت مخلوق مشغول كند . سحاب متراكم اين ابر است كه در هوا ظاهر بينى . آن از دريايى چند است كه فوق هفت آسمان است ، آن را بحار ( دريا ) غمام گويند . در خبر از سيّد آزادگان معرفت است كه : « اين ابر فرشتگان از آن جاى آورد » . به صحت اين خاطر موافق است . برق خاطف اين برق ظاهر خواهد كه از ميان ابر بينى ، و آن تسبيح ملك است . در حديث است كه مقرعهاى از آتش هست كه در دست رعد است و رعد ملكى است . و نيز گفتهاند كه رعد بانگ ملك است . ممكن باشد كه به سحاب حجب ملك در ذكر خواهد و به برق خاطف لوايح تجلّى و رعد صوت الهام . ملك لطيف عقل يا روح ، يا آن ملك كه خزانهء باران در دست اوست و آن ميكائيل ( ع ) است . و قوّت مخيمه عالمى محيط به فلك خورشيد و ماه است و آن قوّت فاعله است ، كه از آن قواى فعل حق در آن عالم است . رعد و برق و ابر فرشتگان است . درياى باران كه ساحل آن در افق نور است ، آن غيب منهمر ( ريزان ) است ، اين درست است . ممكن است كه به قوّت مخيمّه ( بارگاه ، خيمهگاه ) حجب ملكوت غيب در دل خواهد ، كه باران الهام به نيران آسمان عقل و روح بارد . قرآن قيامت است زيرا در آن آيات ربوبيّت است ، خبر محشر و مستقبل ( آينده ) تا آباد است . هركه قرآن دانست ، گويى كه در قيامت است . آنچه قرآن خبر داد ، گويى كه معاينه شد . پيامبر فرمود : « أنا و الساعة كهاتين » « 3 » اشاره به دو انگشتش ؛ قرآن به او آمد . دنيا آيت بهشت و دوزخ است ، زيرا در آن اعمال هر دو فريق ( جدايى ) است . « فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ » « 4 » هركه در آن افتاد ، غافل است . و هركه از او برست ، به سعادت آخرت پيوست . خداوند فرمود : « لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ » « 5 » هركه چشمى دارد ، در دنيا اهل سعادت و شقاوت بيند . حسن و بهجت دنيا
--> ( 1 ) . مخيّمه : خيمه زدهشده . ( 2 ) . منهمر : ريزان ، فروريخته . ( 3 ) . من و ساعت ( زمان ) مانند اين دو انگشت هستيم . ( 4 ) . شورى ، آيه 5 ؛ گروهى كه در بهشتند و گروهى كه در آتش سوزان . ( 5 ) . انفال ، آيه 38 ؛ تا خدا ناپاك را از پاك جدا سازد .