عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : محلاتى )
22
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
نشود در اوقات شب و ساعات روز . بعد از حمد و صلوة : گفته است اسراف كننده بر نفس خود محتاج به رحمت ربّانى عبد الواحد بن محمد بن عبد الواحد آمدى تميمى - خوشنود باد از او خدا - پس به درستى كه باعث بر تخصيص فوايد اين كتاب و تعليق آنها و جمع كلمات آن و تنميق آنها ، چيزى است كه شاد گشته به آن ابو عثمان جاحظ از خود و شمرده آن را ، و نوشته آن را در دفتر خود و تحديد كرده آن را ، كه آن عبارت از صد كلمهء حكمت است كه به اعتبار تازگى مضامين و معانى رميده از اسماع و جامع انواع انتفاعند كه آنها را جمع و ضبط كرده از حضرت امير المؤمنين عليّ بن ابى طالب عليه السّلام ، پس با خود گفتم كه خدايا به فريادرس مرا . . . ! تعجّب است از اين مرد كه علامهء زمان و يگانهء امثال و اقران بوده است با وجود تقدّم در فنون علم و برآمدگى بر ذروهء مراتب به فهم ، و نزديكى او به صدر اوّل و بخش گرفتن او در فضيلت به سهم افزونتر و بهرهء بزرگتر ، چگونه نابينا گشته از بدر منير و راضى شده از بسيار به اندك ؟ ! و آيا هست آنچه او ذكر كرده از جملهء كلمات حكمت آيات آن حضرت مگر بعضى از كلّى ، و اندكى از جلّى ، و شبنمى از باران بسيار بزرگ قطرهاى ، و به درستى كه من با وجود گرفتگى دل و كوتاهى مرتبه از رتبهء كمال ، و اعتراف به - عجز از دريافت غايت رتبهء افاضل از صدرهاى پيشينيان و قصور از جريان در ميدان ايشان ، و كم وزنى نسبت به اوزان آن سنجيده روشان ، جمع كردم اندكى از حكمتهاى قصيرهء آن حضرت ، و قليلى از سخنان بزرگ منزلت آن و الا رتبت را ، كه لال و بىزبانند ارباب بلاغت از معارضهء آن ، و نوميدند اهل حكمت از آوردن مثل و مانند آن . و خدا داناست كه نيستم من در اين باب مگر مانند كسى كه از دريا به كف آب بر گيرد ، و مثل شخصى كه معترف به تقصير باشد ، هر چند مبالغه در وصف آن نمايد ، و چگونه چنين نباشد و حال آنكه آن حضرت - بر او باد درود - بود