خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )
59
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )
نامهء 22 از نامههاى آن بزرگوار ، بعبد اللّه ابن عبّاس كه مىگفته پس از سخن رسول خدا از سخنى مانند اين سخن سودى نبردم ( كه در آن او را بشادى و افسردگى در امر آخرت پند داد ) . 1 در قبال حمد بىحدّ و درود مستزاد * بر خداوند جهان و بر رسول پاكزاد ( ص ) مرد را خشنود سازد آنچه دستش اوفتاد * گر چه در تقدير ، سهم او نبود از دست داد همچنان محزون كند آنچه سزاوارش نبود * ليك او را موجب تحصيل آيد ، بر وجود ( پس مقدّر گشته در تقدير ، قدر سود و ضرّ * ورنه محصولى نخواهد داشت بر ما كرّ و فرّ « 1 » ) ( شاهد اين ادعّا در سورهء پنجاه و هفت 57 * آشكارا از نظرگاه اولو الالباب « 2 » رفت ) ( پس زيان و سود تو در دست تقدير و قضاست * امر تقدير و قضا هم در حقيقت با خداست ) شاديت بايد بسود آخرت باشد چرا ؟ * ميرود چون شادى دنيا بسوى انقضاء ( گر ترا سودى ز فيض آخرت از دست شد * بخشى از احسان و فضل و مغفرت از دست شد ) ( پس همين جا نقطهء تيمار باشد مر ترا * انكسار قامت كردار باشد مر ترا ) بر يافتهء خود در دنيا مسرور مشو و بر باخته و از دست رفته مغموم مباش 2 گر ترا سودى در اين دنيا بدست افتاد ، چند * دل مكن از روى استحباب بر آن شاد ، چند ( چونكه دنيا را دوامى نيست الّا چند روز * هيچ كس را عيش و كامى نيست الّا چند روز ) و آنچه از دست تو بيرون رفت ديگر غم مخور * ( رفتنى از دست خواهد رفت آخر غم مخور )
--> ( 1 ) كرّ فرّ حمله و فرار : يعنى تاكتيك جنگى ( 2 ) اولوا الالباب صاحبان عقلها ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ سورهء حديد آيهء 22