خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )
49
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )
نامهء 17 از نامههاى آن حضرت است بمعاويه در پاسخ نامهاش ( دو و سه روز قبل از وقعهء ليلة الهرير كه در شرح آن در خطبهء 36 بيان شد ) در اين نامه ضمن بيان مقام خود ، نادرستى سخنانى را كه به آن بزرگوار نوشته شرح داده و او را توبيخ و سرزنش فرموده . شرح بيشتر را از نهج البلاغه بخوانيد . 1 ( در تمنّى ، از حدودت پيش بردى گام را ) * بر تملّك خواستى از من ديار شام را من نه آن باشم كه بخشم بر تو آنچه قبل از آن * بر تو و امثال تو اعلام كردم منع آن ( علّت اين منع ، كلّا در تو باشد برقرار * روشن آيد از شقاق تو بدين و كردگار برد 2 ليك گفتار تو بر اينكه عرب را جنگ خورد * رهسپار جنّت است هر آنكه او را حقّ برد ( نيمه جانانى كه از هر جنگ باقى ماندهاند * در حقيقت مركبى در راه ايمان راندهاند ) و آن كسى را كه هواى نفس سركش خورده است * در بطالت گام خود را سوى دوزخ برده است ( ما ازين بابت ز اندوه و تأسف ايمنيم * از ملامت دور و از رنج تكلّف ايمنيم ) كوشش تو در تحصيل رياست دنيا ، از يقين و باور من در كسب سعادت آخرت بيشتر نيست . 3 ليك يكسان بودن ما ، در نبرد و در رجال * در مظنّ ما نخواهد بود الّا يك محال چونكه جهد تو به تحصيل رياست بهر خويش * در على ( ع ) هرگز نباشد از يقين افزون و بيش ( سعى تو با شكّ و سعيم با يقين و بارور است * حكم بين شكّ و باور ، با كدامين داور است ) اهل شام احرص نباشد در امور دنيوى * در عراق از اهل آن ، در كارهاى اخروى