خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )

38

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )

نامهء 11 از وصاياى آنحضرت بلشكرى كه بسوى دشمن فرستاده بود ، در واقع قسمتى از نامه ايستكه در جواب زياد ابن نصر و شريح ابن هانى كه از اصحاب شايستهء حضرت بودند نوشته : آنگه كه ايشانرا با دوازده هزار تن از لشكر عراق ، براى جنگ با شام فرستاد . ايشان هر دو با هم مخالفت نموده ، جداگانه ، نامه‌اى به آن بزرگوار فرستاده از ديگرى شكايت كردند . حضرت در جواب ايشان نامه‌اى نوشت كه در حقيقت آئين نامهء جنگ با دشمن را نگارش فرمود . 1 گر حلول آمد شما را در مكانى بر عدو * يا عدو در جايگاهى با شما شد روبرو من بفرمان چنينى ميكنم آگاه‌تان * در كنار نهرها بايست ، لشكرگاهتان دامن كوه و كنار تپّه و جاى بلند * بر شما امداد خواهد كرد و يارى ، اين روند ) ( آن زمان از حمله‌هاى احتمالى ايمنيد * از گزند و ضرب و شتم خصم غالى ايمنيد ) 2 جنگتان بايد در آن ميدان دعوا با عدو * در صلاح من ، روا گردد ز يك سو يا دو سو ( گر خلاف آن بود ، با ضعف گردد روبرو * دشمن خود را فراهم مينمائيد ، آرزو ) در بلنداى جبال و حول و اطراف هضاب « 1 » * از رقيبان ، ديد بانانى نمائيد انتخاب تا نتازد خصم بد گوهر شما را نابگاه * ( روز روشن يا مسا و شامگاه و صبحگاه ) منفذى يابد از آنجائى كه ميترسيد بس * يا زجائيكه بفكر اندر نيايد ، دسترس ( احتياطا ، ديده‌بان بايد گماريد و رقيب * تا شما محفوظ مانيد از فراز و از نشيب ) ديده‌بانان بر جلوداران مقدّم بشمريد * نيز هر جاسوس بر ايشان مقدّم بشمريد ( در جلو جاسوس و همچون در پى آن ديدبان * لشكر آماده و جّند مسلّح پشت آن )

--> ( 1 ) هضاب تپّه‌ها