خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )

17

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )

آسان‌ترين روش و مداهنهء طلحه و زبير با عثمان خشم و تند روى ، و آرامترين راهنمائىشان سخت راندن بود . راه آسان زبير و طلحه با او خشم بود * سخت راندن نيز ، ارشاد و طريق رهنمود فتنه مىجستند بر عثمان نهان و آشكار * خلق را خواندند بر طغيان ، نهان و آشكار اقتلوا هذا بگفتا از سر طغيان زبير * كاو براى دين ما اصلا نخواهد داشت خير همچنان بر طلحه ، عثمان در قفا گفت اين سخن * كاى فلانى ، خدمتم را چون نمودى بيثمن گشت همچون عايشه دربارهء او خشمگين * كآى فرومايه كه او را داغ دارد در جبين داد بيت المال را بر اقربايش اختصاص * حال آنكه صرف بايد در صلاح عام و خاص خلق را بر قتل او آشفت و گفتا اقتلوا * اقتلوا اين نعثل « 1 » و شيخ دنى را اقتلوا كشتن اين بيخرد جرمى ندارد روى كار * بشكند بازوى اين پير شقى را كردگار فاتيح له قوم قتلوه : گروهى همچون طلحه و زبير و عايشه و پيروانشان با آمادگى قبلى و برنامهء حساب شده ، عثمان را بقتل رساندند . 3 ( بر عليه او بشوريدند قومى از انام * طلحه و اعوان او و عاملانى هم مرام ) ( عايشه ، عضوى از ايشان بود و فردى زان گروه * جزو بدخواهان عثمان و شريك آن گروه ) پس گروهى اين چنينى خون او را ريختند * ( ليك ، با اين زشت فرجامى فساد انگيختند ) ( خون عثمان بايد از اين فتنه جويان خواستن * نى كه بايد اين پليدان خون عثمان خواستن ) مردم از من با كمال ميل بيعت داشتند * ( از فرامينم باستقبال ، اطاعت داشتند ) پس زبير و طلحه را انگيزهء آشوب چيست * ( يا چنين آشوب و فتنه غير از ايشان كار كيست ) مدينه در اثر پافشارى اين فتنه جويان ( مثّلث منحرف الاضلاع ) از اهلش خالى

--> ( 1 ) نعثل : نام يك يهودى دراز ريش بود است .