خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )

65

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )

خطبهء 3 از خطبه‌هاى آنحضرت كه آن را خطبهء ( شقشقيّه ) مىگويند . شقشقه در لغت مانند شش گوسفند است كه شتر در هنگام هيجان آن را از دهان بيرون مىآورد بيننده در اوّلين مرتبه آن را با زبان اشتباه مىكند . و على عليه السّلام در جواب ابن عبّاس در مورد شكايت از سه خليفه كه از روى ستم در خلافت تقدّم جستند فرموده است . يا ابن عباس . ( 1 ) از على باشد خداوند توانا را قسم * آن خداوندى كه ما را خلق فرمود از عدم اينكه پوشيده ابوبكر اين خلافت را بتن * آنچنان كه بر بدن كرده ردا و پيرهن حال آنكه او همى دانست بر من آن لباس * اى بسا زيبنده‌تر مىآيد از وى در اساس من خلافت را چو قطب آسيابم در مثل * بامدارى كه نباشد ضعف و فترت در عمل چشمه‌هاى معرفت جاريست از من همچو سيل * كشته‌هاى تشنه را سيراب دارد در مسيل هيچ مرغى را به اوج رفعتم پرواز نيست * ( آن كه در انديشه از من برتر و والاست كيست ) ؟ پس ، چون ابوبكر پيراهن خلافت را بتن پوشيد و از ناقهء آن شير دوشيد . پهلو از آن تهى نمودم و بر تفكّر افزودم و بر انديشه غنودم . ( 2 ) از خلافت دست را يكباره خالى ساختم * با تحرّى « 1 » و نظر بر كار خود پرداختم فكر ميكردم كه آيا بر دفاع از حقّ خويش * رو كنم با بىسپاهى بر سپاه بدكنش ؟ يا كه با تاريكى كورى گذارم روزگار * ( خلق را آنگه ببينم در ضلالت آشكار ) ؟ آنگهى پيران همه فرسودگى دارند پى * چهرهء نسل جوان پژمردگى دارند پى

--> ( 1 ) تحرّى حقيقت جوئى