خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )
52
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )
جاى آباء را گرفت ابناى ايشان هر زمان * جاى ايشان را همى ابناى ديگر همچنان تا خداوند آخرين پيغمبرش را برگزيد * ( در بشارت آنچه داد ، انجيل و توراتش نويد ) انبياء مأخوذ عهد آن رسولند آنچنان * ( كآن رسالت را رسانند آشكارا بر جهان ) خاتميّت را به امّتها بگويند آشكار * طىّ آثار و علامتهاى بعثت ، ز آن نگار پس بدين سان در جهان آوازهء او شهره يافت * ( بر قلوب عارفان و اهل ايمان چيره يافت ) روز مولودش گرامى باد و روز بعثتش * ( آدميّت را فراگير است ابر رحمتش ) رهائى اهل دنيا از چنگال شياطين و از يوغ ذلّت بار جهالت ، و مرگ كابوس وحشتناك بدعتها و رويّههاى مختلف بوسيلهء آن حضرت ص ( 39 ) اهل دنيا آن زمان در جهل بود و افتراق * رفته بود از بين ايشان اتّحاد و اتّفاق بادهائى از تشتّت ، در مذاهب ميوزيد * مار بدعتهاى ننگين دست انسان مىگزيد كوكن « 1 » تشبيه ، در بالاى آنان مىپريد * خوك تخدير و خلل در راغ ايشان ميچريد قومى از ايشان خدا را در تجسّم ميكشيد * همچو انسان ، صاحب اعضاء و اعصاب و وريد « 2 » قوم ديگر نامهايش را تصرّف مىنمود * ( با همين اسماء به خود راه تعبّد مىگشود ( ساختند آخر بتى را نامش از اللّه - لات « 3 » * ديگرى را از عزيز ، عزّى « 4 » و از منّان - منات « 5 » تودهاى ديگر به غير او اشارت داشتند * ( بعضى اشياء را براى او معيّن پنداشتند ) مثل دهريّين كه در بسط امور كردگار * ( اين طبيعت را دخيل انگاشتند و دستيار ) پس خدا با آن وجود نازنين و پاكياد ص * ( مردم آن عصر را بيدار كرد و مستفاد ) داد از يوغ ستبر « 6 » جهل و گمراهى نجات * ( مثل او را ديگر آبستن نباشند امّهات « 7 » )
--> ( 1 ) كوكن جغد ( 2 ) وريد رگ گردن ( 3 ) نام بتى در جاهليت ( 4 ) نام بت ( 5 ) منات نام بت ( 6 ) ستبر كلفت ( 7 ) مادران