خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )

40

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )

هوا ناممكن و بدون آب و غيره متزلزل است : ( 4 ) عالم و كلّ خلائق را بقدرت آفريد * بادها را از ره رحمت در آنها گستريد ( سورهء معروف اسراء آيهء پنجاه و يك * گفت و گفته سورهء اعراف ، ساده بيك بيك ) « 1 » جنبش قرص زمين را با جبال استوار * كرده محكمتر از آنچه انتظار روزگار ( گفت روشن سورهء نحل آيهء پانزدهم * آنچنان روشن كه هر انديشه در آن گشته گم ) مراتب شناخت پروردگار كائنات ( 5 ) اوّل دين ، در همه عالم ، قبول ايزد است * هر كه در دل اعتقاد اين است ، مرد اعبد است ليك ، تصديق خدا باشد مكمّل بر شناخت * ( اى خوشا آن دل كه خود را با چنين تقويم ساخت ) شرط تصديق تمام ، او را يكى دانستن است * شرط آن هم بهر اخلاص عمل ، دل بستن است چون كه توحيد هيچگاه كامل نگردد در كسى * جز كه در اخلاص خود دارد كمال بررسى آن كسى اخلاص را در دل نمايد برقرار * كز خدا و ذات او دانست ، زائد بر كنار ( پس نگويد علم ايزد از صفات زائد است * كاحتمالا از طريق كسب بر او وارد است ) چون كه موصوف و صفت در او ندارند ائتلاف * در شهادت اينچنين دارند با هم اعتراف هر صفت موصوف را غير است و موصوف همچنان * با صفت باشند داراى تغاير در ميان ( 6 ) آن كسى كه با صفات زائده وصفش نمود * در چنين صورت براى او قرينى برفزود و آن كسى كه بهر او يار و قرينى برگزيد * آنزمان او را بعقل خود رفيقى پيش ديد هر كه همتائى و زوجى بر خدا پنداشته * در نظام عقل خود او را دو تا پنداشته آن كسى كه در نظر او را دو تا پنداشته * بيگمان او را كتاب تجزيه بنگاشته آنكه او را تجزية كرده برايش جاهل است * ( اى بسا پائى كه در لاى جهالت در گل است )

--> ( 1 ) آيهء 57