خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )
24
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )
( 17 ) خواستم او را نشان دارم به دنيا در شؤون * با وجودش مىشوند اولاد آدم آزمون او يگانه فردى از آحاد نسل آدم است * سركشيده از دل ابناى پاك عالم است در بلاغت شهرهاى بر خويش داده اختصاص * در فصاحت نخبهاى گشته ميان عام و خاص آن كسانى كه در ايشان از بلاغت بهرهايست * در تقابل با بلوغ بو العجائب ذرّهايست ( 18 ) چونكه مولا در سخن ، باشد چو بحرى بيكران * نيست او را در سخن سنجى رقيبى در ميان در حقيقت نيست او را در فضائل ، همرديف * خويشتن بر خويشتن شد در سخن سنجى اليف « 1 » سيّد رضى عليه الرّحمة در جهت تجليل از مقام شامخ امام عليه السّلام و انتساب خود به آن والامقام مثل شعرى فرزدق شاعر معروف عرب را سزاوار انگاشته و با تقرير آن مطلب را روشن داشته . ( 19 ) خواستم در شأن مولايم امير المؤمنين * مطلبى عنوان نمايم دلپسند و دلنشين بهر تجليل ، از مقام و افتخار آن امام ع * با كمال اشتياق و ميل ، گشتم پيشگام افتخارى هم نصيبم بود در اين رهگذر * اينكه هستم در نسب ، بر آن ولايت مفتخر جاى دارد كه نشينم افتخارا بر سرير * آشكارا سردهم شعر فرزدق بر جرير فرزدق ببزرگى اجداد خود بر جرير افتخار نموده و در اعتلا و عظمت نام آنان اشعار سروده و با زبان شعر از آحادشان تقدير كرده تا آنجا كه چنين آورده . اولئك آبائى فجئنى بمثلهم * اذا جمعتنا ( يا جرير ) المجامع يعنى اى جرير ، آنگاه كه محافل و انجمنها ما را گرد مىآورند اگر توانستى شخصيتهائى مثل پدران من كه قابل توصيف هستند ، در ميان ايشان پيدا كن . پس
--> ( 1 ) اليف خو گرفتن و يار و همدم شدن