خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : دشتى )
49
نهج البلاغه ( فارسى )
7 مسؤوليتهاى اجتماعى سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و جان را آفريد ، اگر حضور فراوان بيعت كنندگان نبود ، و ياران حجّت را بر من تمام نمىكردند ، و اگر خداوند از علماء عهد و پيمان نگرفته بود كه برابر شكم بارگى ستمگران ، و گرسنگى مظلومان ، سكوت نكنند ، مهار شتر خلافت را بر كوهان آن انداخته ، رهايش مىساختم ، و آخر خلافت را به كاسهء اوّل آن سيراب مىكردم ، آنگاه مىديديد كه دنياى شما نزد من از آب بينى بزغالهاى بى ارزشتر است « 1 » . گفتند : در اينجا مردى از أهالى عراق بلند شد و نامهاى به دست امام عليه السّلام داد و امام عليه السّلام آن را مطالعه مىفرمود ، گفته شد ، مسايلى در آن بود كه مىبايست جواب مىداد . وقتى خواندن نامه به پايان رسيد ، ابن عباس گفت يا امير المؤمنين ! چه خوب بود سخن را از همان جا كه قطع شد آغاز مىكرديد ؟ امام عليه السّلام فرمود : هرگز ! اى پسر عباس ، شعلهاى از آتش دل بود ، زبانه كشيد و فرو نشست ، « 2 » ابن عباس مىگويد ، به خدا سوگند ! بر هيچ گفتارى مانند قطع شدن سخن امام عليه السّلام اين گونه اندوهناك نشدم ، كه امام نتوانست تا آنجا كه دوست دارد به سخن ادامه دهد . مىگويم : ( معناى سخن امام عليه السّلام كه فرمود ، كراكب الصّعبة ، اين است كه اگر سوار كار مهار شتر سركش را سخت بكشد ، و مركب چموشى نافرمانى كند ، بينى او پاره مىشود ، و اگر مهارش را رها كند ، چموشى كرده در پرتگاه سقوط قرار مىگيرد و صاحبش قدرت كنترل او را ندارد . مىگويند « اشنق الناقه » يعنى بوسيلهء مهار ، سر شتر را بالا بكشد و « شنقها » نيز مىگويند كه ابن سكّيت در كتاب اصلاح المنطق گفته است . اينكه فرمود « اشنق لها » و نفرمود « اشنقها » براى آنكه اين كلمه را مقابل « اسلس لها » قرار داد ، گويى فرموده باشد كه اگر سر او را بالا كشد . يعنى آن را واگذارد تا سر خود را بالا نگاه دارد ) . ترجمهء خطبه 4 ( گفته شد كه پس از فتح بصره در سال 36 هجرى و كشته شدن طلحه و زبير ايراد فرمود ) 1 ويژگىهاى اهل بيت عليهم السّلام : شما مردم به وسيله ما ، از تاريكىهاى جهالت نجات يافته و هدايت شديد ، و به كمك ما ، به اوج ترقّى رسيديد . صبح سعادت شما با نور ما درخشيد ، كر است گوشى كه بانگ بلند پندها را نشنود ، و آن كس را كه فرياد بلند ، كر كند ، آواى نرم حقيقت چگونه در او أثر خواهد كرد ؟ قلبى كه از ترس خدا لرزان است ، همواره پايدار و با اطمينان باد ! . من همواره منتظر سرانجام حيلهگرى شما مردم بصره بودم ، و نشانههاى فريب خوردگى را در شما مىنگريستم . تظاهر به ديندارى شما ، پردهاى ميان ما كشيد ولى من با صفاى باطن درون شما را مىخواندم . 2 ويژگىهاى امام على عليه السّلام : من براى وا داشتن شما به راههاى حق ، كه در ميان جادّههاى گمراه كننده بود ، به پاخاستم در حالى كه سر گردان بوديد و راهنمايى نداشتيد تشنه كام هر چه زمين را مىكنديد قطرهء آبى نمىيافتيد ، « 3 » امروز زبان بسته را به سخن مىآورم . دور باد رأى كسى كه با من مخالفت كند ! از روزى كه حق به من نشان داده شد ، هرگز در آن شك و ترديد نكردم ! كناره گيرى من چونان حضرت موسى عليه السّلام برابر ساحران است كه بر خويش بيمناك نبود ،
--> ( 1 ) نفى سكولاريسم msiraluceS ( تفكّر جدائى دين از سياست ) و اثبات تئوكراسى ycarcoehT ( حكومت مذهبى ) ( 2 ) . شقشقة هدرت : ضرب المثل است . ( شقشقه ، چيزى شبه بادكنك كه به هنگام خشم شتر ، از زير گلوى او بيرون مىزند و پس از آرام گرفتن ناپديد مىگردد ) پيام اين ضرب المثل همان است كه در ترجمه آورديم . ( 3 ) . ضرب المثل كنايه از تلاش بيهوده است .