خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : دشتى )
39
نهج البلاغه ( فارسى )
4 - فلسفهء بعثت پيامبران ( نبوّت عامّه ) خدا پيمان وحى را از پيامبران گرفت تا امانت رسالت را به مردم برسانند ، آنگاه كه در عصر جاهليتها بيشتر مردم ، پيمان خدا را ناديده انگاشتند و حق پروردگار را نشناختند و برابر او به خدايان دروغين روى آوردند ، و شيطان مردم را از معرفت خدا باز داشت و از پرستش او جدا كرد ، خداوند پيامبران خود را مبعوث فرمود ، و هر چندگاه ، متناسب با خواستههاى انسانها ، رسولان خود را پى در پى اعزام كرد تا وفادارى به پيمان فطرت « 1 » را از آنان باز جويند و نعمتهاى فراموش شده را به ياد آورند و با ابلاغ احكام الهى ، حجّت خدا را بر آنها تمام نمايند و توانمندىهاى پنهان شدهء عقلها را آشكار سازند و نشانههاى قدرت خدا را معرّفى كنند ، مانند : سقف بلند پايهء آسمانها بر فراز انسانها ، گاهوارهء گستردهء زمين در زير پاى آنها ، و وسائل و عوامل حيات و زندگى ، و راههاى مرگ و مردن ، و مشكلات و رنجهاى پير كننده ، و حوادث پى در پى ، كه همواره بر سر راه آدميان است . خداوند هرگز انسانها را بدون پيامبر ، يا كتابى آسمانى ، يا برهانى قاطع ، يا راهى استوار ، رها نساخته است ، پيامبرانى كه با اندك بودن ياران ، و فراوانى انكار كنندگان ، هرگز در انجام وظيفهء خود كوتاهى نكردند . بعضى از پيامبران ، بشارت ظهور پيامبر آينده را دادند و برخى ديگر را پيامبران گذشته معرّفى كردند . بدين گونه قرنها پديد آمد ، و روزگاران سپرى شد ، پدران رفتند و فرزندان جاى آنها را گرفتند . 5 - فلسفه بعثت پيامبر خاتم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تا اين كه خداى سبحان ، براى وفاى به وعدهء خود ، و كامل گردانيدن دوران نبوّت ، حضرت محمّد ( كه درود خدا بر او باد ) را مبعوث كرد ، پيامبرى كه از همهء پيامبران پيمان پذيرش نبوّت او را گرفته بود ، نشانههاى او شهرت داشت ، و تولّدش بر همه مبارك بود . در روزگارى كه مردم روى زمين داراى مذاهب پراكنده ، خواستههاى گوناگون ، و روشهاى متفاوت بودند : عدّهاى خدا را به پديدهها تشبيه كرده و گروهى نامهاى ارزشمند خدا را انكار و به بتها نسبت مىدادند ، و برخي به غير خدا اشاره مىكردند . پس خداى سبحان ، مردم را به وسيله محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از گمراهى نجات داد و هدايت كرد ، و از جهالت رهايى بخشيد . سپس ديدار خود را براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر گزيد ، و آنچه نزد خود داشت براى او پسنديد و او را با كوچ دادن از دنيا گرامى داشت ، و از گرفتارىها و مشكلات رهايى بخشيد و كريمانه قبض روح كرد . 6 ضرورت امامت پس از پيامبران الهى رسول گرامى اسلام ، در ميان شما مردم جانشينانى برگزيد كه تمام پيامبران گذشته براى امّتهاى خود برگزيدند ، زيرا آنها هرگز انسانها را سرگردان رها نكردند و بدون معرّفى راهى روشن و
--> ( 1 ) چون انسان از نظر روان و فطرت خدا جوست ، و در روانشناسى امروز نيز بعد مذهبى را يكى از ابعاد وجودى روح آدمى پذيرفتهاند ، اگر موانعى نباشد ، انسان از نظر روان و فطرت به خدا گرايش دارد و خدا را در همه جا مىجويد .