محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
1599
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
بيت كنون از تنگدستى چشم پيشم * كه شرمست از هواخواهان خويشم جامه در دندان گرفتن « 1 » - كنايه از گريختن و فرار نمودن باشد [ 1 ] . مثالش حكيم انورى : بيت من ندانم كه جامه در دندان * ز انتقامش چگونه خواهى رست جا گرم كردن « 1 » - كنايه از آرام گرفتن باشد [ 2 ] . مثالش شيخ نظامى فرمايد : بيت از آن سرد آمد اين كاخ دلاويز * كه چون جا گرم كردى گويدت خيز چهارميخ كند « 2 » - يعنى عمل لواط كند [ 2 ] . چار طاق - قسمى از عمارت و در فرهنگ كنايه از خيمهء چهارگوشه [ 2 ] . مثالش شيخ نظامى گويد : بيت فلك بر زمين چارطاق افكنش * زمين بر فلك پنج « 3 » نوبت زنش چشمه بماهى شدن - كنايه از رفتن آفتاب ببرج حوت باشد . چشم گرم كردن - كنايه از خوابيدن سبك باشد . مثالش حكيم فردوسى گويد : بيت فرود آمد از بارگى شاه نرم * بدان تا كند برگيا چشم گرم جوز بر گنبد افكندن - كنايه از كار بيحاصل كردن باشد . شيخ نظامى : بيت چو عاجز شدند اندران تاختن * وزان جوز بر گنبد انداختن چهارهفته - با راى موقوف . يعنى ناچيز كذا فى المؤيد . جفتى كردن - كنايه از مباشرت كردن بود
--> ( 1 ) - اين تركيب و شرح آن از « غ » است . ( 2 ) - « غ » : چارميخ كند . ( 3 ) - « س » : سح . ( 1 ) در برهان جامه بدندان گرفتن آمده است . ( دامن بدندان كردن . دامن بدندان گرفتن ) . ( 2 ) برهان ندارد . ( 3 ) و برهان معنى اول را ندارد و بمعنى خيمهء مطبخ و عناصر اربعه نيز آورده است .