محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

1567

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

يازه - [ بفتح زاى معجمه ] لرزه باشد . كذا فى المؤيد [ 1 ] . و بمعنى كششى نيز آمده كه آدمى را واقع شود ، آنچه از خامى و ماندگى باشد خاميازه و آنچه از تب و حرارت باشد تبيازه گويند . يكره - يعنى يك بار - و بمعنى بىريا و نفاق نيز آمده . مثال معنى اول ملا جامى گويد : [ بيت ] يكرهش ديديم عقل و دين و دل برباد رفت * واى جان ما اگر بينيم بار ديگرش يخچه - [ بفتح ياء و جيم فارسى و سكون خاى معجمه ] تگرگ باشد [ 2 ] . مثالش بدر الدين شاشى گويد : [ بيت ] در عنبر تو لاله ، در بسد تو لؤلؤ * در غنچهء تو نسرين ، در يخچهء تو آذر و هم او [ 3 ] فرمايد : بيت آن پستهء خندان نگر ، وان چشمهء حيوان نگر * وان يخچه‌ها پنهان نگر ، در آتش جان پرورش يشمه - [ به وزن چشمه ] پوست خام كه تركان آن را ورزيده باشند و در شرفنامه بمعنى چرم خام آمده . يگانه - دو معنى دارد . اول بىمثل و بىمانند را گويند . مثالش شمس فخرى گويد : بيت يگانه شيخ ابو اسحق شاهى * كه انس و جان به دو دارند الچخت و دوم بمعنى موافق باشد . يكسونه « 1 » - يعنى يكسان . كذا فى - التحفه [ 4 ] . ياسه - [ بفتح سين مهمله ] يعنى رسم و قاعده [ 5 ] . مثالش پوربهاى جامى گويد :

--> ( 1 ) - بجز « غ » و « ن » : يكستونه . ( 1 ) معنى بعد در برهان نيست . ( 2 ) و ژاله . ( برهان ) . ( سنگك ) . ( 3 ) يعنى : بدر الدين شاشى . ( 4 ) يكسون . برابر و هميشه و بردوام . ( برهان ) . ( 5 ) معنى خواهش و آرزو هم دارد كه در عربى تمنى گويند . ( برهان ) ياسا . ( تركى ) .